تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
مطابق با واقع و خارج است كه هر گاه مطابق نباشد شهادت دروغ است اگر چه عقيده جازم و قطعى نسبت به آن داشته باشد ، و ديگر آنكه مطابق با عقيده باطنى باشد كه اگر نباشد هر چند مطابق با واقع باشد شهادت دروغ است و معنى آيه شريفه همين است
إِذا جاءَكَ الْمُنافِقُونَ قالُوا نَشْهَدُ إِنَّكَ لَرَسُولُ اللَّهِ وَ اللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّكَ لَرَسُولُهُ وَ اللَّهُ يَشْهَدُ إِنَّ الْمُنافِقِينَ لَكاذِبُونَ
« 1 » و احتياج بقول جاحظ نيست كه صدق را مطابقت با اعتقاد و كذب را عدم مطابقت با اعتقاد بگيرد بلكه صدق و كذب كما هو المشهور مطابقت با واقع و عدم مطابقت با آن است ولى علم و يقين اگر بر خلاف واقع باشد دروغ نيست بلكه جهل مركّب است و اگر بر خلاف اعتقاد باشد دروغ است ، و بعبارت واضح‌تر شهادت مرتبه عين اليقين و علم مرتبه علم اليقين است پس مرتبه شهادت بالاتر است

( مقام دوم در بيان كلمه لا إله الا اللَّه )

مشهور گفته‌اند كه لاء آن براى نفى جنس است و إله اسم آن و خبرش محذوف است و خبر محذوف را بعضى موجود گرفته‌اند يعنى معبودى جز خدا وجود ندارد و چون ديدند معبودهاى اهل باطل مانند بت و آتش و خورشيد و ماه و ستارگان نيز موجودند قيد به حق را اضافه كردند و گفتند معبود بحقى جز خدا وجود ندارد ، و باز اشكال شد كه كلمه توحيد بايد دلالت بر امتناع شريك داشته باشد نه مجرّد نفى وجود و به اين تقدير بر امتناع دلالت ندارد ، براى رفع اين اشكال بعضى خبر محذوف را ممكن گرفتند يعنى معبود بحقى ممكن نيست جز خدا ، و به اين تقدير نيز اشكال شد كه اثبات وجود اللَّه را نميكند و تحقيق در مقام اينست كه لاء در اين گونه موارد براى نفى حقيقت است و احتياجى بخبر ندارد مانند لا فتى الا على ، لا سيف الا ذو الفقار ، لا سخاء الا فى العرب
هامش
( 1 ) . سوره منافقون آيه 6