غير او نبوده كه بتوان گفت خداوند بزرگتر از آنست چنانچه مفاد حديث دوم است
« نكته »
صفت كبريايى دلالتش بر بزرگوارى حق بيشتر از صفت عظمت است زيرا غير ذات مقدس او هر كه و هر چه هست كوچك و حقيرند و لذا گفته مىشود كبريايى بذات او ميبرازد و بس ، و اطلاق آن بر غير خدا اضافى است چنانچه مىگويى « زيد اكبر من عمرو » ولى صفت عظيميت بسا بر غير خدا اطلاق مىشود هر چند از روى عنايت و مجاز باشد مانند
وَ لَها عَرْشٌ عَظِيمٌ
« 1 » و در حديث قدسى « 2 » ميفرمايد
« الكبرياء ردائى و العظمة ازارى »
شايد اشاره به همين باشد زيرا اهميت رداء از ازار بيشتر است و در جامع السعادة از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود
« اذا كبّرت فاستصغر ما بين العلى و الثرى دون كبريائه فانّ اللَّه تعالى اذا اطلع على قلب العبد و هو يكبّر و فى قلبه عارض عن حقيقة تكبيره قال يا كاذب أ تخدعنى و عزتى و جلالى لأحرّمنك حلاوة ذكرى و لأحجبنّك عن قربى و المسارّة بمناجاتى »
( هر گاه تكبير گفتى كوچك بشمار آنچه ما بين آسمان و زمين است در نزد بزرگوارى حضرت پروردگار ، چه آنكه محققا وقتى خداوند بر دل بنده نظر كرد در حالى كه تكبير ميگويد و در دلش چيزى است كه او را از حقيقت تكبير منصرف نموده ، ميفرمايد اى دروغگو آيا با من خدعه ميكنى ؟ بعزت و جلالم قسم هر آينه از شيرينى ياد خودم ترا محروم ميكنم و از نزديكى به خود و شادمانى بمناجاتم ترا ممنوع ميسازم ) تحميد : شرح آن در ذيل آيه شريفه
الْحَمْدُ لِلَّهِ رَبِّ الْعالَمِينَ
بيان شد « 3 » تسبيح : تسبيح بمعنى تنزيه حق تبارك و تعالى از جميع عيوب و نواقص است از جهت ذات و صفات و افعال و معنى سبّوح و قدوس همين است
هامش
( 1 ) . سوره نمل آيه 23
( 2 ) . در قدسيات
( 3 ) . صفحه 103