ذكر خدا نباشد و ايستادن در مقابل خدا ، و جلوگير از معاصى و مانع از انواع فساد است ) در اينجا آنچه از كلام صاحب جواهر مقصود بود بپايان رسيد و به همين مقدار در اين موضع اكتفاء مىشود .
موضع سوم در حقيقت نماز
مثل نماز مثل انسان كاملى است ، همين طور كه انسان مركب از روح و جسم است نماز نيز داراى روح و جسم مىباشد و همين طور كه روح انسان داراى مراتب متفاوت است روح نماز نيز چنين مىباشد ، و هم چنان كه جسم و بدن داراى اجزاء رئيسه و غير رئيسه مىباشد و اجزاء رئيسه بدن هم بر دو قسم است ، اجزايى كه فقدانش موجب فقدان بدن مىشود و اجزايى كه فقدانش موجب فقدان بدن نميگردد ، در نماز نيز همچنين است امّا روح نماز عبارت از امور قلبى معنوى است كه رأس آنها قصد قربت و خلوص نيّت و حضور قلب مىباشد و از اينها متفرع مىشود امور ديگرى مانند فراغ قلب از غير خدا و خشوع و خضوع و تعظيم نسبت بمعبود و هيبت از جلال او و رجاء و اميد برحمت و لطف او و خوف از سخط و غضب او ، و حياء و ادب و تفهّم معانى قرآن و اذكار و ادعيه و توجه بلطائف آنها و خالى بودن دل از موانع قبول مانند كبر و عجب و حسد و عقوق والدين و قطع رحم و نشوز و ساير اخلاق رذيله و معاصى و اعمال ناپسنديده ، كه اگر بخواهيم در اطراف هر يك از اينها بحث كنيم خود كتاب مفصّلى مىشود و در اينجا بپارهء از آيات و اخبار وارده از ائمه اطهار عليهم السلام اشاره مينمائيم در قرآن كريم در وصف مؤمنين ميفرمايد
الَّذِينَ هُمْ فِي صَلاتِهِمْ خاشِعُونَ
« 1 » ( مؤمنان كسانى هستند كه در نمازشان خاشع ميباشند ) و نيز ميفرمايد
وَ أَقِمِ الصَّلاةَ لِذِكْرِي
« 2 » ( نماز را بپاى دار براى اينكه
هامش
( 1 ) . سوره مؤمنون آيه 2
( 2 ) . سوره طه آيه 14