تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
من اريد ان اقوم » ( رنگش زرد ميشد و ميگفت آيا ميدانيد در مقابل چه كسى ميخواهم بايستم ) و نيز روايت شده « 1 » كه « و قد سقط ردائه فلم يسوّه » ( ردا از دوشش افتاد و آن را راست نكرد ) و ميفرمود « انّ العبد لا تقبل منه صلوة الا ما اقبل » ( بدرستى كه نماز بنده قبول نميشود مگر آنچه اقبال و توجه بر آن داشته باشد ) ابو حمزه ثمالى عرض كرد پس ما هلاك شديم فرمود « كلّا ان اللَّه يتمّ ذلك بالنوافل » ( نه چنين است ، بدرستى كه خداوند تمام مىكند آن را بواسطه نوافل ) « 2 » و نيز روايت شده « 3 » « اذا قام الى الصلاة تغيّر لونه و اذا سجد لم يرفع راسه حتى يرفض عرقا و في القيام كانه ساق شجرة لا يتحرك الا بالريح » ( هر گاه به نماز مىايستاد رنگش تغيير ميكرد و هر گاه به سجده ميرفت سربلند نميكرد تا عرق در بدنش ظاهر ميشد و در حال قيام مانند ساق درختى بود كه حركت نميكرد مگر بواسطه باد ) و در حق حضرت صادق عليه السّلام روايت شده « 4 » « يخرّ مغشيّا و يقول اردد الاية حتى سمعت من المتكلّم بها » ( در كلمه ايّاك نعبد و اياك نستعين حالت غشوه بحضرتش رو ميداد و ميفرمود آن قدر مكرر ميكنم تا اينكه از گوينده آن بشنوم ) و از بعض اكابر نقل شده كه ميگفت در حال نماز كعبه را در مقابل حاجب و صراط را زير پا و بهشت را طرف راست و جهنم را طرف چپ و ملك الموت را عقب سر قرار مىدهم و فكر ميكنم اين آخرين نماز من است « 5 » مؤلّف گويد اين امور تعجب ندارد زيرا مثل اينها بلكه بيشتر از اينها در بسيارى از مردم نسبت بسلاطين ظاهره مشاهده مىشود و تحقق اين امور در انسان
هامش
( 1 ) بحار مجلسى مجلد 18 باب آداب الصلاة ص 192 - 203 ( 2 ) بحار مجلسى مجلد 18 باب آداب الصلاة ص 192 - 203 ( 3 ) بحار مجلسى مجلد 18 باب آداب الصلاة ص 192 - 203 ( 4 ) بحار مجلسى مجلد 18 باب آداب الصلاة ص 192 - 203 ( 5 ) . جا داشت بگويد خدا را هم بالاى سر قرار مىدهم يعنى محيط تا جهات شش گانه را ذكر كرده باشد