بكافرين است ، و واو يعنى ويل و واى بر كسانى كه نافرمانى خدا را ميكنند از عذاب روز بزرگ ، و هاء يعنى پست است نزد خدا كسى كه نافرمانى او را نمايد ، و لام الف اشاره به كلمه اخلاص و بندهء از روى اخلاص آن را نميگويد جز اينكه بهشت براى او واجب مىشود ، و ياء يد اللّه است كه فوق خلايق برزق گشاده شده ، منزّه و متعالى است خدا از آنچه مشركان به او نسبت ميدهند تا آخر حديث ) و احاديث ديگرى نزديك به همين مفاد نقل كردهاند يكى از حضرت كاظم عليه السّلام درباره آمدن يهودى خدمت حضرت رسول صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و پرسش از فائدهء حروف هجاء و جواب دادن امير المؤمنين عليه السّلام بامر آن حضرت ، و ديگر از حضرت باقر عليه السّلام راجع بتفسير نمودن حضرت عيسى حروف ابجد را براى معلّم و ديگر از اصبغ بن نباته از حضرت امير المؤمنين عليه السّلام درباره سؤال نمودن عثمان بن عفان از تفسير حروف ابجد از رسول خدا صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم و بيان حضرت و اين اخبار بانضمام اخبارى كه از ائمه اطهار ( ع ) در تفسير فواتح سور نقل شده كه شايد متجاوز از صد حديث باشد بحسب ظاهر با هم اختلاف دارند و در هر يك از آنها براى حروف الفباء و ابجد معنايى ذكر شده و تحقيق در اين مورد بطورى كه اختلاف اخبار به كلى مرتفع شود اينست كه اخبار مزبور در بيان مصاديق اين حروف است نه در بيان اينكه اين حروف بحسب وضع براى اين معانى وضع شده باشد و ميتوان گفت چنانچه معمول در جميع محاورات اهل لغات است دو نفر كه با هم مكالمه ميكنند و ميخواهند ديگران ملتفت نشوند برمز تكلم نموده و در سخن بحروف اول كلمات اكتفاء نموده كه تنها مخاطب بقرائن حاليه و مقاليه و مناسبات مقصود متكلم را ميفهمد و بسا هزار كلمه است كه حرف اولش مثلا يكى از حروف الفباء است ولى هر موقع يكى از آنها را اراده كرده مثلا گاهى از حرف خ خربوزه و گاهى خر و گاهى خرگوش اراده مىكند و هكذا نسبت بجميع حروف .
اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 124
مساهمون: السيد عبد الحسين الطيب
ص١٢٤