و از كتاب معانى از پيغمبر صلّى اللَّه عليه و آله و سلّم روايت كرده « 1 » كه فرمود
« الّذين انعمت عليهم شيعة على »
و غير اينها از اخبار ديگر كه همه آنها بيان مصاديق است و با عموم منافات ندارد و از مرحوم شيخ بهايى قدّس سره نقل است « 2 » كه مجموع نعم الهى را بر هشت نوع قسمت كرده و فرموده « لانّها امّا دنيويّه او اخرويّه و كلّ منهما امّا كسبى او موهوبى و كل منها امّا روحانى او جسمانى » و براى هر يك مثالى ذكر كرده :
نعمت دنيوى موهوبى روحانى مانند عقل و فهم ، و دنيوى موهوبى جسمانى مانند اعضاء و جوارح ، و دنيوى كسبى روحانى مانند علم و ملكات حميده ، و دنيوى كسبى جسمانى مانند زينت كردن بدن بچيزهاى پسنديده از قبيل لباس و غيره و اخروى روحانى مانند غفران ذنوب كه مسبوق بتوبه نباشد ، و اخروى موهوبى جسمانى مانند نهرهاى بهشت از عسل و شير و غيره ، و اخروى كسبى روحانى مانند غفران ذنوب مسبوق بتوبه ، و اخروى كسبى جسمانى مانند نعم بهشت كه منوط بفعل طاعت باشد
« غَيْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَيْهِمْ »
غضب و رضا و حبّ و بغض و سخط و عاطفه و رحم و امثال اينها حالاتى است نفسانى كه بر انسان عارض مىشود و آثارى در خارج مترتب بر آنها ميگردد و چون ذات مقدّس حق از اين گونه حالات و حوادث منزّه و مبرا است و محل عروض عوارض و حدوث حالات مختلفه نيست اطلاق اين نوع صفات به روى از جهت معامله و رفتارى است كه نسبت به شخص مورد غضب يا رضا و مورد حبّ و بغض مينمايد پس مراد از غضب و بغض عذاب الهى است كه شامل شخص مورد غضب و بغض و مراد از رضا و حبّ الهى ثوابى است كه شامل مرضىّ و محبّ ميگردد بنا بر اين مراد از مغضوب عليهم در آيه شريفه كسانى هستند كه مستحق غضب و عذاب الهى بوده و قابليّت رحمت و ثواب نداشته باشند و تفسير بيهود
هامش
( 1 ) . تفسير نجفى
( 2 ) . تفسير نجفى