تخطي إلى المحتوى الرئيسي

اطيب البيان في تفسير القرآن ( فارسى ) — صفحة 101

مساهمون:

ص١٠١
بفعليّت نرسانيد بواسطه تصادف با موانعى بوده كه قابليت او را از بين برده و يا مانع پيشرفت او شده است مثلا در هستهء خرما قابليت نخلة شدن هست ولى هر گاه در زمين مناسب غرس نشود و يا آب به آن نرسد و يا گنديده و فاسد گردد و يا در اثناء رشد و نموّش آن را بكنند و يا ببرند و يا بسوزانند البته نخله نخواهد شد و همچنين كفار و معاندين كه طريق هدايت را نمىپيمايند نه از جهت اينست كه مربّى حقيقى نسبت به آنها كوتاهى نموده باشد يا ذاتا قابل هدايت نباشند بلكه بواسطه پيروى هواى نفس و فرو رفتن در شهوات نفسانى خود را از قابليت انداخته‌اند و همين طور مجانين و قاصرين و مستضعفين نيز بعلل داخلى يا خارجى قابليّت ذاتى خود را از دست داده‌اند و بالجمله در هر نوع تربيتى تا سه امر فوق تحقق پيدا نكند تربيت و تكامل محقق نخواهد شد در كتاب كافي « 1 » از حضرت صادق عليه السّلام روايت كرده كه فرمود « من قال يا ربّ يا ربّ عشر مرّات قيل له لبّيك ما حاجتك ؟ » ( هر كه ده مرتبه بگويد يا ربّ گفته شود مر او را لبيك ، حاجت تو چيست ؟ ) « 2 »
هامش
( 1 ) . باب من قال يا رب صفحه 520 حديث 1 ( 2 ) . يا رب بكسر ياء مضاف بياء متكلم است كه ياء آن حذف شده و كسره باء دال بر محذوف است و اين اشعار به معناى لطيفى دارد و ان اينست كه وقتى گفت اى مربى من واى پروردگار من گويى تمام تربيت الهى را اختصاص به خود داده و مربى خود را منحصر به او دانسته ، و در نظر دارم سفر مكه در بيابان حجاز ماشين ما قدرى توقف نمود و ما از ماشين پياده شديم اعراب بيابانى و زنها و بچه‌هاى آنها اطراف ما جمع شده و متصل ميگفتند « يابوى » ( اى پدر من ) و بچهء در ميان آنها بود ميگفت « يابوى ليس الا » يعنى اى پدر من و نيست كسى غير از تو پدر من و اين كلام در من تاثير نمود