تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1017

مساهمون:

ص١٠١٧
بيت « 1 »
آنان كه در مخالفت پادشاه دين * بودند دست برده بمكر و بكيميا بىكيميا و مكر بفر هماى بخت * زيشان نشان دهند چو سيمرغ و كيميا

كمخا

- جامه‌ايست كه بالوان مختلف نيك بافته باشند [ 1 ] مثالش احمد اطعمهء شيرازى گويد : بيت « 1 »
براى عرس قطايف قباچهء كمخا * گرفت در بر « 2 » و از رشته دوخت كمساتش

كزبا

- [ به زاى تازى و باى موحده . به وزن فردا ] بمعنى نوعى از ريباس باشد [ 2 ] مثالش شمس فخرى گويد : بيت « 1 »
اگر ز بحر كفت رشحه‌اى بدى در ابر * شدى زبرجد و فيروزه پيكر كزبا

كبدا

- [ بباى موحده و دال مهمله . به وزن عمدا ] لحيم باشد يعنى آنچه مسينه و روئينه و غيره را بدان بر هم چسبانند [ 3 ] . مثالش حكيم دقيقى گويد : بيت « 1 »
از آنكه مدح تو گويم درست گويم و راست * مرا به كار نيايد سريشم و كبدا

كجا

- بمعنى جا و كدام جا و كى و بمعنى كه و چه نيز آمده . مثال جا خلاق المعانى گويد : بيت
بجز به خدمت تو بنده انتما نكند * بهر كجا كه پژوهش رود ز اصل و نژاد
مثال كى شاعر گويد : شعر « 3 »
گر ز سوى وصل تو باد آمدى * دل كجا از غم بفرياد آمدى
مثال كه حكيم فردوسى فرمايد : بيت
برادرت چندان برادر بود * كجا مر ترا بر سر افسر بود « 4 »
و بمعنى چه هم او فرمايد « 5 » [ 4 ] : بيت « 1 »
بنزد سياوش خراميد زود * برو برشمرد آن كجا رفته بود
و در فرهنگ هرجا نيز آورده و اين بيت ازرقى مثالش آورده : بيت « 1 »
كجا ز همت عاليش ياد خواهى كرد * به چشم عقل نمايد ستاره اندر چاه
و نام شهرى نيز باشد در چين [ 5 ] . مثالش اسدى گويد :
هامش
( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - « س » : در بر او . ( 3 ) - كلمه از « ن » است . ( 4 ) - اين بيت در « س » نيست . ( 5 ) - اين جمله در « س » نيست .
( 1 ) برهان جامهء منقش يك رنگ نيز گويد . ( 2 ) كزوا ( برهان ) . ( 3 ) در برهان بمعنى سريشم درودگران و بمعنى فربه مقابل لاغر و بمعنى تعجيل و شتاب نيز هست . ( 4 ) يعنى : فردوسى . ( 5 ) برهان اين معنى را ندارد و بمعنى كدام جا نيز آورده است و محشى برهان گويد بمعنى آنجا كه نيز هست . كجا نامور گاو پرمايه بود . فردوسى .