بيت « 1 »
آنان كه در مخالفت پادشاه دين * بودند دست برده بمكر و بكيميا
بىكيميا و مكر بفر هماى بخت * زيشان نشان دهند چو سيمرغ و كيميا
كمخا
- جامهايست كه بالوان مختلف نيك بافته باشند [ 1 ] مثالش احمد اطعمهء شيرازى گويد :
بيت « 1 »
براى عرس قطايف قباچهء كمخا * گرفت در بر « 2 » و از رشته دوخت كمساتش
كزبا
- [ به زاى تازى و باى موحده . به وزن فردا ] بمعنى نوعى از ريباس باشد [ 2 ] مثالش شمس فخرى گويد :
بيت « 1 »
اگر ز بحر كفت رشحهاى بدى در ابر * شدى زبرجد و فيروزه پيكر كزبا
كبدا
- [ بباى موحده و دال مهمله . به وزن عمدا ] لحيم باشد يعنى آنچه مسينه و روئينه و غيره را بدان بر هم چسبانند [ 3 ] . مثالش حكيم دقيقى گويد :
بيت « 1 »
از آنكه مدح تو گويم درست گويم و راست * مرا به كار نيايد سريشم و كبدا
كجا
- بمعنى جا و كدام جا و كى و بمعنى كه و چه نيز آمده . مثال جا خلاق المعانى گويد :
بيت
بجز به خدمت تو بنده انتما نكند * بهر كجا كه پژوهش رود ز اصل و نژاد
مثال كى شاعر گويد :
شعر « 3 »
گر ز سوى وصل تو باد آمدى * دل كجا از غم بفرياد آمدى
مثال كه حكيم فردوسى فرمايد :
بيت
برادرت چندان برادر بود * كجا مر ترا بر سر افسر بود « 4 »
و بمعنى چه هم او فرمايد « 5 » [ 4 ] :
بيت « 1 »
بنزد سياوش خراميد زود * برو برشمرد آن كجا رفته بود
و در فرهنگ هرجا نيز آورده و اين بيت ازرقى مثالش آورده :
بيت « 1 »
كجا ز همت عاليش ياد خواهى كرد * به چشم عقل نمايد ستاره اندر چاه
و نام شهرى نيز باشد در چين [ 5 ] . مثالش اسدى گويد :
هامش
( 1 ) - « س » ندارد .
( 2 ) - « س » : در بر او .
( 3 ) - كلمه از « ن » است .
( 4 ) - اين بيت در « س » نيست .
( 5 ) - اين جمله در « س » نيست .
( 1 ) برهان جامهء منقش يك رنگ نيز گويد .
( 2 ) كزوا ( برهان ) .
( 3 ) در برهان بمعنى سريشم درودگران و بمعنى فربه مقابل لاغر و بمعنى تعجيل و شتاب نيز هست .
( 4 ) يعنى : فردوسى .
( 5 ) برهان اين معنى را ندارد و بمعنى كدام جا نيز آورده است و محشى برهان گويد بمعنى آنجا كه نيز هست . كجا نامور گاو پرمايه بود . فردوسى .