مأخوذست از « قل ما شئت » ؛ يعنى بگو هرچه مىخواهى . بعد از آن بكثرت استعمال ترخيمات و تغييرات قافيه قلماش شد * . و مولوى نيز گويد : « 1 »
[ بيت ]
بند كن مشك سخن پاشيت را * وامكن انبان قل ما شيت را
مع الغين
قدغ
- قدحى باشد كه از شاخ گاو سازند و بدان سيكى خورند .
مع الفاء
قرقف
- [ بفتح هر دو قاف و بضم نيز آمده ] كتاب ترسايان و آن سه كتاب باشد . مثالش حكيم خاقانى گويد :
بيت « 2 »
سه اقنوم و سه قرقف را ببرهان * بگويم مختصر شرحى موفا « 3 »
مع القاف
قتق
- [ بفتح « 4 » قاف و كسر تاى قرشت ] ترشى باشد كه بر آشها زنند . مثالش « 5 » بسحاق اطعمه گويد :
بيت « 2 »
مشاطگان قيمه ز روغن نهادهاند * بر روى نو عروس قتق زلف و خالها
« 6 » قاتق
نيز گويند - باضافهء الف - * [ 1 ] .
مع الكاف التازى
قرخواك
- به وزن و معنى فرخواك مرقوم كه گوشتابه باشد .
قلنبك
- [ بفتح قاف و لام و با و سكون نون ] جنسى از عود كه بغايت خوشبو باشد « 6 » و از آن آلات و تسبيح « 7 » سازند . *
قصابك
- نام مرغيست بغايت تيز پر و خوش رفتار و اكثر بر لب آبها نشيند . مثالش امير خسرو فرمايد :
هامش
( 1 ) - اين جمله و شعر بعد آن از « ب » است .
( 2 ) - « س » ندارد .
( 3 ) - « س » « الف » : موقا . ( متن از « ب » است ) .
( 4 ) - بجز « ب » و « ن » : بضم .
( 5 ) - « س » : مثالش .
( 6 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد .
( 7 ) - « ب » : آلات تسبيح .
( 1 ) در برهان معنى ماست و كشك نيز دارد .