تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1654

مساهمون:

ص١٦٥٤
بيت
با بذل تو اسم بحر ناديده * با ذهن تو نام عقل ديوانه

نان در انبان

- كنايه از مسافر باشد . مثالش انورى : [ بيت ]
منهيان ربع مسكون ز آبروى عدل تو * فتنه را پنجاه ساله نان در انبان يافته

نرم‌شانه

- كنايه از حيزو مخنث [ 1 ] . پوربهاى جامى گويد : بيت
نرم‌شانه سخت ديدهء سست رگ * بيوه‌پرور ، كم‌خرد ، بسيارخور

نرم‌گردن

- كنايه از مطيع و منقاد . نظامى گويد : بيت
نشستند بيدار مغزان روم * به مهر « 1 » ملك نرم‌گردن چو موم

نافه‌بوى

بمعنى آنكه بوى او همچو بوى مشك باشد و نيز عبارت از گنده‌دهان باشد چه پوست نافه بوى كريه دارد . مثالش شيخ نظامى : [ بيت ]
جهانجوى چون ديدكان يافه‌گوى * چو نافه كند خويش را نافه‌بوى
و يكى از اكابر گويد : [ بيت ]
همنشينى كه نافه‌بوى بود * خوب‌تر زانكه يافه‌گوى بود
و نيز نمام و سخن‌چين را گويند كه سخن را پراكنده كند چنان كه نافه بوى را پراكند . كذا فى المؤيد .

نهى درنوردى [ 2 ]

- يعنى بىنام و نشان كنى . كذا فى اصطلاح الشعراء . و نيز بمعنى در سوراخ نهى باشد .

نمك بر آتش افكندن

- كنايه از شور و غوغا كردن .

نمد بر آتش افكندن

- كنايه از شور و غوغا كردن .

نمد در آب داشتن

- كنايه از مكر كردن و در فكر حيله بودن .

نمكدان شكستن

- كنايه از حق‌نشناسى و بيوفائى ورزيدن . مثالش سلمان گويد :
هامش
( 1 ) - « س » : بهر . ( متن از « غ » است ) .
( 1 ) در برهان معنى كاهل و كم‌قدرت و مطيع دارد . ( 2 ) در برهان نهى در نواد آمده است و نواد را بمعنى سوراخ و زيان گويد .
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1654 | محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )