يازه
- [ بفتح زاى معجمه ] لرزه باشد . كذا فى المؤيد [ 1 ] . و بمعنى كششى نيز آمده كه آدمى را واقع شود ، آنچه از خامى و ماندگى باشد خاميازه و آنچه از تب و حرارت باشد تبيازه گويند .
يكره
- يعنى يك بار - و بمعنى بىريا و نفاق نيز آمده . مثال معنى اول ملا جامى گويد :
[ بيت ]
يكرهش ديديم عقل و دين و دل برباد رفت * واى جان ما اگر بينيم بار ديگرش
يخچه
- [ بفتح ياء و جيم فارسى و سكون خاى معجمه ] تگرگ باشد [ 2 ] . مثالش بدر الدين شاشى گويد :
[ بيت ]
در عنبر تو لاله ، در بسد تو لؤلؤ * در غنچهء تو نسرين ، در يخچهء تو آذر
و هم او [ 3 ] فرمايد :
بيت
آن پستهء خندان نگر ، وان چشمهء حيوان نگر * وان يخچهها پنهان نگر ، در آتش جان پرورش
يشمه
- [ به وزن چشمه ] پوست خام كه تركان آن را ورزيده باشند و در شرفنامه بمعنى چرم خام آمده .
يگانه
- دو معنى دارد . اول بىمثل و بىمانند را گويند . مثالش شمس فخرى گويد :
بيت
يگانه شيخ ابو اسحق شاهى * كه انس و جان به دو دارند الچخت
و دوم بمعنى موافق باشد .
يكسونه « 1 »
- يعنى يكسان . كذا فى - التحفه [ 4 ] .
ياسه
- [ بفتح سين مهمله ] يعنى رسم و قاعده [ 5 ] . مثالش پوربهاى جامى گويد :
هامش
( 1 ) - بجز « غ » و « ن » : يكستونه .
( 1 ) معنى بعد در برهان نيست .
( 2 ) و ژاله . ( برهان ) . ( سنگك ) .
( 3 ) يعنى : بدر الدين شاشى .
( 4 ) يكسون . برابر و هميشه و بردوام . ( برهان ) .
( 5 ) معنى خواهش و آرزو هم دارد كه در عربى تمنى گويند . ( برهان ) ياسا . ( تركى ) .