تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1568

مساهمون:

ص١٥٦٨
بيت
برخصت دام منصب ساختند احكام شرعى را « 1 » * مقدم « 2 » كرده بر اخبار قرآن ياسهء خان را
و نزارى قهستانى نيز گويد : بيت
ياسه شد در جهان به يرلغ خان * كه كنند از قتال كوته چنگ

يانه

- يعنى هاون . شاعر گويد : [ بيت ]
همچو ياور شده سر گزرت * تا چو يانه كند سر دشمن
- - معنى ياور مرقوم شد - - و بمعنى بزرگ كه روغن از آن گيرند نيز آمده .

يزنه

- [ به زاى معجمه ، به وزن پرده ] در فرهنگ بمعنى شوهر خواهر باشد .

يله

- [ بفتح ياء و لام ] يعنى رهاكرده . مثالش مسعود سعد گويد : بيت
عشق بر دل قرعه زد چون دل نصيب او رسيد * راه پيش او گرفتم دل به او كردم يله
و در فرهنگ بمعنى زن فاحشه نيز آورده و به اين بيت امير خسرو تمسك نموده : شعر
گشته يلىزن همه بر بانگ نى * همچو زنان يله از بهر مى
و بخاطر ضعيف مىرسد كه يله درين بيت نيز بمعنى اول باشد يعنى زنان هرزه‌گرد كه صاحبى نداشته باشند و بمعنى فاحشه جاى دگر به نظر نرسيده « 3 » و بمعنى كج نيز آورده ، پياله يله شد ، يعنى كج شد . و مثالش اين بيت خسروانى را آورده : شعر
بر سر يله نهاده كلاه و نشسته تند « 4 » * اين حوصله كراست كز آن‌سو نگه كند
و يكى از شعرا نيز گويد [ 1 ] : [ بيت ]
چون برافروزى رخ از باده كله سازى يله * دستهايم شيك گردد پايهايم شيشله
و بمعنى هرزه و بيهوده نيز گفته و بمعنى دوان و تازان و بمعنى تنها نيز آورده [ 2 ] . و ازين بيت حكيم سنائى معنى رهائى ظاهر مىشود :
هامش
( 1 ) - بجز « غ » : شرعى . ( 2 ) - « غ » : بقدم ؛ « س » « الف » : تقدم . ( متن تصحيح قياسيست ) . ( 3 ) - بجز « غ » : رسيده . ( 4 ) - كلمه از « غ » است .
( 1 ) اين شاعر در جهانگيرى : استاد بلعمى است . ( 2 ) در برهان معنى دوان ، از دويدن نيز دارد .
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1568 | محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )