تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1496

مساهمون:

ص١٤٩٦
ابو سليك را شاهد آورده : شعر « 1 »
در جنب علو همتت چرخ * مانندهء وشم پيش چرخ است
و گفته كه قابوس كه يكى از ملوكست چون به شكار و شم راغب بود به قابوس و شمگير ملقب شد [ 1 ] .

مع النون

وارن

- [ بفتح راى مهمله ] بندگاه دست ميان ساعد و بازو كه به عربى مرفق گويند و در نسخهء حليمى - بكسر راء - نيز آمده [ 2 ] .

ورقان « 2 »

- [ بفتح واو و راى مهملهء مشدد ] شفيع باشد . مثالش مسعود غزنوى گويد : بيت
دادم بده و گرنه « 3 » كنم جان خويشتن * مدح امير گويم و آرم به ورقان « 3 »
و لنگ سكاك « 4 » نيز گويد « 5 » : شعر « 1 »
دوستى چون با گنه از شوق آمرزش شها * دوستت را پيش تو من ورقان آورده‌ام

ورستان

- [ بفتح واو و سكون راى مهمله و كسر سين مهمله ] و ورستان - بفتح واو و راء و سكون سين - امت باشد . ورشنان « 6 » - بشين معجمه و نون - نيز به نظر رسيده .

وان

- يعنى نگاهبان . همچو گله‌وان و دشتوان . و بان نيز گويند و به عربى حارس گويند . مثالش حكيم خاقانى گويد : شعر « 1 »
كاين « 7 » شرف وان به مثل شروان نيست * خيروانست شرف وان چكنم
و نام ولايتى از آذربايجان نيز گويند . كذا فى الفرهنگ « 8 » و گويند نام قلعه‌ايست در نواحى روم در نهايت استحكام * [ 4 ] .

وشكرديدن

- [ بفتح واو و كاف و دال و سكون شين معجمه و راى معجمه و با كسر دال اول [ و ]
هامش
( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - « ن » : ورفان . ( 3 ) - بجز « غ » و « ن » : ورنه . ( 4 ) - كذا و شايد : حكاك . ( 5 ) - « س » : گويند . ( 6 ) - « س » : ورشتان . ( 7 ) - در ديوان خاقانى : گر . ( 8 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد .
( 1 ) و شمگير لقب قابوس نيست بلكه نام پدر اوست ، برادر مرد آويج و پسر زيار . ( 2 ) در برهان ورفان است و در صحاح الفرس ورفشان . ( 3 ) مصحف برروشنان است ( حاشيهء برهان مصحح دكتر معين ) . ( 4 ) در برهان معنى شبيه و مانند و نظير نيز دارد .