تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1495

مساهمون:

ص١٤٩٥
در شروه [ 1 ] : بيت
من از بيجان صلانم ( ؟ ) چون ننالم * من از سوته‌دلانم چون ننالم بلبل آول نشينى زار نالى * من كه دور از ولانم چون ننالم

وشكل

- [ بشين « 1 » معجمه و كاف ] در مؤيد بمعنى قوچ آورده اما اشعار بحركتش نكرده [ 2 ] .

وال

- ماهى درم‌دار بزرگ باشد [ 3 ] . مثالش غضايرى فرمايد : بيت
برحل همت بر من عطا فرستد شاه * كه كرگدنش « 2 » نتابد نه نيز ماهى وال

وشكول

- [ بشين و كاف . و به وزن مفعول ] در نسخهء ميرزا بمعنى جلد باشد در كار .

مع الميم

وام

- هر رنگى كه باشد - و مانند و اين لفظ را غير مركب استعمال و نكرده‌اند نكنند . و دين را نيز گويند [ 4 ] . مثال اين معنى مولانا جامى گويد : بيت
ببخشش باش از ايشان بار بردار * مساز از وام‌داريشان گرانبار

ورزم

- [ بفتح واو و راء و سكون زاى معجمه ] در فرهنگ بمعنى آتش باشد . سوزنى گويد : شعر « 3 »
تير پرتاب تو در ديدهء بدخواه تو باد * تا بود راستى تير كج از يك ورزم

وشم

- [ به وزن چشم ] بخارى كه از آب گرم و ديگ و طعام گرم و از زمين عفن خيزد . حكيم فردوسى در صفت اژدها گويد : شعر « 3 »
دو چشم از بر سر چو دو چشمه خون * ز وشم دهانش جهان تيره‌گون
و بمعنى بخارى كه در زمستان در هوا پديد آيد و نزم نيز گويند هم به نظر رسيده . و در فرهنگ - بضم واو - مرغيست شبيه بتيهو و اين بيت استاد
هامش
( 1 ) - بجز « ن » : شين . ( 2 ) - بجز « ن » : كركدفس . ( 3 ) - « س » : ندارد .
( 1 ) نوعى خوانندگى ( از برهان ) . ( 2 ) در برهان بكسر اول و سوم است . ( 3 ) برهان گويد و نام رودخانه‌اى نيز هست كه اين ماهى در آن باشد . ( 4 ) قرض ( عربى ) . اوام . افام . فام . بام . پام .