تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 975

مساهمون:

ص٩٧٥
تحفه جوجه باشد [ 1 ] .

فروغ

- يعنى روشنى و تابش . مثالش حكيم ازرقى گويد : بيت « 1 »
بر كف گرفته لعل ميى كز فروغ آن * انديشه لاله‌زار شود چهره گلستان

مع الفاء

فرسناف

- [ بكسر فاء و راى مهمله و سكون « 1 » سين « 2 » مهمله « 1 » ] در فرهنگ بمعنى شب نوروز باشد [ 2 ] . فردوسى گويد : بيت
فرسناف بخت تو نوروز باد * شبان سيه بر تو چون روز باد

مع القاف

فندق

- معروف [ 3 ] و بندق معرب آنست . مثالش مولانا جامى گويد : [ بيت ]
سيب و امرود بهم مشت زده * فندق از خرمى انگشت زده
و بر سبيل تشبيه سر انگشت را نيز فندق گويند چنان كه [ 3 ] هم او [ 4 ] گويد [ 5 ] : بيت « 2 »
بفندق گونهء عناب تر داد * بجانان ز اشك عنابى خبر داد

مع الكاف

فتراك

- دوالى باشد كه از زين آويزند به جهت آنكه چيزى را بندند . مثالش خلاق المعانى گويد : بيت « 1 »
فتراك تست عروهء وثقاى جبرئيل * در وى زند ز روى شرف دست اعتصام [ 6 ]

فرشتوك

- [ بشين معجمه ] به وزن و معنى پرستوك باشد كه به عربى خطاف گويند و او را فراشتك نيز گويند . چنان كه « 3 » اميرخسرو گويد :
هامش
( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - كلمه از « ب » است . ( 3 ) - اصل : چنانچه .
( 1 ) آيا فرخ عربى نيست ؟ و تصحيف‌خوانى نشده است ؟ ( 2 ) فرسنافه . ( 3 ) نام درختى است و نام ميوهء آنكه مدورست همانند سر انگشتان دست و پوستى ضخيم دارد و مغز آن ميوه از دانه‌هاى روغنى است و در آچار و آجيل به كار رود . ( 4 ) يعنى : جامى . ( 5 ) در برهان كنايه از لب معشوق هم هست . ( 6 ) بيت اشاره است به آيهء 257 از سورهء بقره و آيهء 98 از سورهء آل عمران .