تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1471

مساهمون:

ص١٤٧١
بيت
غذاى خود ز قلاياى نرگسى سازد * به شرط آنكه ز ديگر غذا بپرهيزد
« 1 » كذا فى المؤيد - - اما چنين مسموع شده كه اين بيت از طبيبى است كه در زمان شاه شجاع بود و شاه شجاع قطعه‌يى گفت در شكايت از سستى باه و آن طبيب قطعه‌يى در جواب گفت و بيت مرقوم از آن قطعه است - - . و نرگسى بمعنى زبان بيرون كردن محبوبان از دهان نيز باشد * .

نهاوندى

- نام پردهء از موسيقى . مثالش نزارى گويد : بيت
نماز شام رسيد اى بت سمرقندى * بساز چنگ و بزن نغمهء نهاوندى
و در فرهنگ مسطورست كه اين غير نهاوند باشد [ 1 ] .

نامجوى « 2 »

- پادشاه را گويند . مثالش سراج - الدين راجى گويد : بيت
زمين را ببوسيد كاى نامجوى * بچوگان حكمت جهان همچو گوى
و در فرهنگ نام روز دهم است از ماه‌هاى ملكى .

ناخن پيراى

- يعنى آلتى كه حجامان ناخن را به آن گيرند و پراى - بحذف ياء - نيز گويند چنان كه « 3 » حكيم سنائى فرمايد : شعر « 4 »
از پى زنگ آينهء دل حر * لاست ناخن پراى هستى بر
« 1 » و ناخن براى - بضم باى موحده - نيز آمده و بيت مرقوم را به اين عنوان نيز توان خواند * [ 2 ] .

نغولى

- [ بغين معجمه . به وزن قبولى « 4 » ] تعمق در امور و بغور چيزها درشدن . « 5 » مثالش مولوى مثنوى : شعر
آه از نغوليهاى تو ، آه از ملوليهاى تو * آه از فضوليهاى تو ، يكسان شو از صد سانگى
هامش
( 1 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد . ( 2 ) - اين لغت و شرح آن از « غ » و « ك » است . ( 3 ) - اصل چنانچه . ( 4 ) - « س » ندارد . ( 5 ) - كلمه از « غ » « ك » است .
( 1 ) بمعنى منسوب به نهاوند نيز هست ( برهان ) . ( 2 ) در برهان معنى حجام و سرتراش نيز دارد . و ناخن برا معنى مقراض و قيچى و دو كارد دارد .