شعر « 1 »
خواب نوشين بامداد رحيل * بازدارد پياده را ز سبيل
نواختن
- سرائيدن و بانگ زدن و بنغمه در آوردن سازها و خوشحال كردن و بمراد رسانيدن [ 1 ] .
نشانستن
- بمعنى نشاندن . مثالش مولوى معنوى :
بيت
اكنون كه بدانستم چندانكه توانستم * بهر تو نشانستم از مات سلام اللّه
نخستين
- [ بضمتين ] بمعنى اولين باشد .
مثالش شيخ نظامى گويد :
بيت
نخستين يكى جنبشى « 2 » بود فرد * بجنبيد چندانكه جنبش دو كرد
نيسان
- [ بسين مهمله . به وزن پيران ] مخالفت باشد . مثالش ابو شكور گويد « 3 » :
بيت
من آنگاه سوگند نيسان خورم * كزين مملكت رخت بيرون برم
نگون
- « 4 » شيب و سربزير [ 2 ] . مثالش شيخ سعدى گويد :
بيت
نگون ماند از شرمسارى سرش * روان آب حسرت به روى اندرش
نگين « 4 »
- آنچه از ساير جواهر سازند و در انگشترى نشانند [ 3 ] . مثالش رضى الدين نيشابورى گويد :
بيت
كسى كه خاتم مدح تو كرد در انگشت * سر از دريچهء زرين برآورد چو نگين
نسترن و نسترون « 5 » و نسترين
- هر سه گل نسرين باشد [ 4 ] . مثال اول فريد احول گويد :
شعر « 1 »
بوستان چون آسمان و مهر و ماه و مشترى * گل انارست و گل خودروى و برگ نسترن
هامش
( 1 ) - « س » ندارد .
( 2 ) - « س » و « الف » : جنبش . ( متن از « ك » است ) .
( 3 ) - كلمه از « ك » است .
( 4 ) - اين لغت و شرح آن از « غ » و « ك » است .
( 5 ) - « غ » : نسترون . نسخ ديگر :
نسترون . ( برهان هر دو صورت را دارد ) .
( 1 ) و نوازش نمودن ( برهان ) .
( 2 ) و خم شده و گوژ . ( برهان ) .
( 3 ) اين لغت در برهان نيست .
( 4 ) برهان نسترين ندارد و نسترن را بمعنى گلزار نيز آورده است و در مورد نسرين نيز با آنچه سرورى از فضلا استماع كرده است كه نسرين غير نسترن است موافقت دارد .