فخرى - بكسر نون - آورده بهر دو معنى و گفته :
بيت
ايا شهى كه ز بيمت كسى نيارد برد * بظلم و جور ز هيچ آفريده دانهء نسك
ز عدل تو همه خلق ملل بياسودند * چه اهل مصحف و زند و چه اهل سوره و نسك
چو كلبتين هرآنكو گرفت و گير كند * سرش بكوب بسندان چو سيم را خايسك
و در فرهنگ بمعنى دوم - بضم نون - آورده و گفته كه زند را زرادشت بر بيست و يك قسم منقسم ساخته و هر قسم را نسك خوانند [ 2 ] .
نشك
- [ بفتح نون و سكون شين معجمه ] درخت نازو باشد كه كاج نيز گويند [ 2 ] . مثالش استاد رودكى گويد :
بيت
آنكه نشك آفريد و سرو سهى * وانكه بيد آفريد و نار و بهى
نغزك « 1 »
- مختصر نغز [ 3 ] . و نيز ميوهء معروف در هند كه آن را آنب « 2 » نيز گويند [ 4 ] . مثالش امير خسرو فرمايد :
شعر « 3 »
همه ميوهء نغزك و موز و كتهل « 4 » * نه چون سيب خشك و نه همچون سفرجل
و هم او [ 5 ] فرمايد :
شعر « 3 »
ميوهء نغزك هم از آغاز بر * تا حد انجام سزاوار خور
نغوشاك
- [ بكسر نون ] كسى را كه بر مذهب گبرانست و يهود را نيز گويند . ابو شكور گويد « 5 » :
بيت
سخنگوى گشتى سليمانت كرد * نغوشاك بودى مسلمانت كرد
و در مؤيد الفضلاء مذهب گبرانست و از كيش
هامش
( 1 ) - « س » : نفزك .
( 2 ) - « الف » : نغرانب .
( 3 ) - « س » ندارد .
( 4 ) - « س » ( در متن ) : كهبل ( در حاشيه اصلاح كردهاند ) ؛ « الف » : كهتل .
( 5 ) - اين جمله و شعر بعد و جملهء پس از آن از « غ » و « ك » است .
( 1 ) به اين معنى لغة بفتح اول است ( حاشيهء برهان مصحح دكتر معين ) .
( 2 ) درخت كاج و صنوبر را گويند . ( برهان ) .
( 3 ) يعنى : خوب .
( 4 ) و انبه ( برهان ) . مبدل نام هندى آنب « آم » هنوز در هند مستعمل است ( از حاشيهء برهان . بنقل از فرهنگ نظام ) .
( 5 ) يعنى : امير خسرو .