نگزيرد نيز به اين معنى است « 1 » .
نبشلد
- [ به وزن نگسلد ] يعنى نچسبد و دوسانيده نشود . مثالش ابو شكور گويد :
بيت
كه بىداور اين داورى نگسلد * و بر بىگنه هيچ بد نبشلد « 2 »
مع الراء
ناگوار
- يعنى تخمه و امتلاء [ 1 ] .
و « 3 » ناگوار بمعنى مأكولى كه مقبول طبيعت و گوارنده « 4 » نباشد نيز آمده . مثال اين معنى حكيم سنائى فرمايد :
بيت
اى عجب دلتان بنگرفت و نشد جانتان ملول * زين هواهاى عفن زين آبهاى ناگوار *
ناهار
- بمعنى گرسنه و ناشتا باشد . مثال هر دو لغت را [ 2 ] زينتى گويد :
بيت
از سخاى تو ناگوار گرفت * خلق را يكسر و منم ناهار
و در مؤيد الفضلاء « 5 » بمعنى كاهش و گدازش تن نيز آمده و در نسخهء ديگر نهار به اين معنى آمده [ 3 ] و ناهار همين بمعنى اول آمده و بس .
نسر
- [ بكسر نون و فتح سين ] سايبانى باشد كه بر سر كوه از چوب و خاشاك سازند . مثالش شمس فخرى گويد :
بيت
ملك در تاب آفتاب ستم * سازد از عدل او هميشه نسر
و استاد رودكى نيز [ گويد ] :
بيت
دور ماند از سراى خويش و تبار * نسرى ساخت بر سر كهسار
هامش
( 1 ) - اين جمله از « غ » و « ك » است .
( 2 ) - « س » : نيشكد .
( 3 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد .
( 4 ) - « س » : كورنده .
( 5 ) - « س » : وناها در مؤيد الفضلاء .
( 1 ) در برهان بمعنى طعام ناپخته در معده و كنايه از مردم بدرزق و نادلچسب نيز هست .
و اما معنى اخير را ندارد .
( 2 ) يعنى لغت : ناهار و ناگوار .
( 3 ) در برهان نيز چنين است .