تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1403

مساهمون:

ص١٤٠٣
بيت
قبا بست و چابك نورديد دست * قبايش دريدند و دستش شكست
مراد از دست آستين است يعنى آستين را بر دست نورديد . و بمعنى طى كرد راه را و مسافت را نيز آمده . اين معنى نيز به آن آيل مىشود [ 1 ] .

ناهيد

- زهره باشد كه او را بيدخت و زاور نيز گويند . و نيز نام مادر سكندر [ 2 ] . مثال معنى اول حكيم خاقانى گويد : شعر « 1 »
اگر ناهيد در عشرتگه چرخ * سرايد شعر من بر ساز ارغن

نميد

- [ به وزن رميد ] اميدوار باشد در نسخهء وفائى . و - بضم نون - نيز به نظر رسيده اما حكيم سنائى بمعنى نااميد آورده و غالبا كه اين اصحست [ 3 ] و گفته : شعر « 1 »
مهرش ادريس را بداده نويد * لطفش ابليس را نكرده نميد
و حكيم ناصرخسرو گويد « 2 » : بيت
روى اميدت به زير گرد نميدست * گرت گمانست كاين سراى قرارست

نوشاد

- [ بفتح نون ] نام ولايتى است حسن خيز [ 4 ] . مثالش ظهير الدين فاريابى گويد : بيت
مرا از آنچه كه سيمين تنيست در كشمير * مرا از آنچه « 3 » كه شكر لبيست در نوشاد

نگزرد « 4 »

- [ بفتح نون و زاى معجمه و مهمله و سكون كاف فارسى ] يعنى چاره نبود . مثالش سراج الدين راجى گويد : شعر « 1 »
عيش ما را نگزرد « 4 » از جام مى * آن ميى « 5 » كش دردسر نبود ز پى
هامش
( 1 ) - « س » ندارد . ( 2 ) - اين جمله و شعر بعد آن از « ك » است . ( 3 ) - « ك » : مرا از اين . ( 4 ) - بجز « ك » : نگذرد . ( 5 ) - « س » : مى .
( 1 ) در برهان معنى بىنام و نشان ساختن و معنى ته كردن و گذاشتن هم دارد . ( 2 ) در برهان معنى دختر رسيده نيز دارد ( ناهيده ) . اما در معنى اخير صحيح ناهده و عربى است ( حاشيهء برهان ) . ( 3 ) در برهان بفتح اول ماضى نميدن نيز دانسته شده است كه ميل كرد و نوحه كرد و نم كشيد و اميدوار شد باشد . ( 4 ) رجوع به حاشيهء مرقوم بر اين لغت در برهان قاطع شود .