شاهان عرصهء دانش چنين مسموع شد كه يحتمل كه مردارخانه خانهء كنار شطرنج « 1 » باشد چه آن را جهودخانه و بيت الخلاء و امثال آن « 2 » مىگويند و در نردخانه نيست كه مخصوص شش در باشد هرجا كه شش خانهء متوالى بسته شده شش در گويند * .
ميكده
- « 3 » يعنى خانهاى كه در آن شراب سازند و فروشند ، چه كده بمعنى خانه باشد [ 1 ] مثالش حافظ شيراز گويد :
بيت
درآ بميكده و چهره ارغوانى كن * مرو بصومعه كانجا سياهكارانند .
و ميخانه نيز گويند .
مرزه
- « 4 » [ بفتح ميم و زاى معجمه و سكون راى مهمله ] چراغدان باشد و در لسان الشعراء بتقديم - زاى معجمه بر راى مهمله - [ 2 ] آمده . و در نسخهء ميرزا مزره و مرزه هر دو بمعنى چراغدان آمده .
و در طلب حقايق الاشياء مرزه - به وزن هرزه - موش باشد و لهذا آذان الفار را مرزنگوش گويند . و بمعنى نوعى از سمتر كه ورق آن دراز باشد و بستانى بود نيز آمده [ 3 ] و در فرهنگ بمعنى مالهء بنايان نيز باشد .
مهچه
- [ بفتح ميم ] همان ماهچهء مرقوم بمعنى اول [ 4 ] . و در فرهنگ بمعنى بادريسهء خيمه نيز آورده .
مردمه
- بمعنى مردمك چشم باشد [ 5 ] . حكيم خاقانى [ گويد ] :
شعر « 5 »
چون هر دو ميم مردمه در چشم كاينات * كورست هر دو مردمهء چشم مردمى
هامش
( 1 ) - « س » : سطرنج .
( 2 ) - كلمه از « ك » و « غ » است .
( 3 ) - اين لغت و شرح آن از « ك » و « غ » است .
( 4 ) - « س » : مررز .
( 5 ) - « س » ندارد .
( 1 ) در برهان نيست .
( 2 ) يعنى : مزره .
( 3 ) شطريه ( عربى ) .
( 4 ) يعنى بمعنى سر علم .
( 5 ) انسان العين ( عربى ) .