تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1360

مساهمون:

ص١٣٦٠
و نيز آن افزار بنايان را گويند كه با آن اندود كنند و نيز آن تخته را گويند كه برزگران زمين را به آن هموار كنند [ 1 ] . مثال معنى اول را سراج الدين راجى گويد در تعريف بنايى « 1 » : بيت
ز دستش ماله در هنگام اندود * چو صيقل رنگ از ديوار بزدود
مثال معنى دوم سنايى گويد : شعر « 2 »
برزگر رفت نان و دوغ ببرد * ماله و داس و جفت و يوغ ببرد

ماريره

- [ به رائين « 3 » مهملتين . به وزن كازيره ] مادر اندر باشد . مثالش مولوى معنوى گويد :

بيت

چو آمد گوى سلطانى چه باشد كاس شيطانى * چو آمد « 2 » مادر مشفق چه باشد مهر ماريره
و بمعنى دايه نيز به نظر رسيده [ 2 ] .

موئينه

- يعنى پوستين . مثالش « 4 » مظفر هروى گويد « 5 » : بيت « 6 »
هوا چنان ز برودت كه آدمى خواهد * كه همچو بيد بموئينه در شود پنهان
و بعضى گويند مخصوص پوستينهاى بىپشم باشد از مقولهء سمور و سنجاب اما از بيت مرقوم مطلق پوستين ظاهر مىشود * [ 3 ] .

مالكانه

- حلوائى باشد كه از هفت مغز سازند . مثالش ابو العباس گويد : شعر « 2 »
كار من خوب كرد بىصلتى * آنكه بىطمع مالكانه دهد
هامش
( 1 ) - « س » : بناى . ( 2 ) - « س » ندارد . ( 3 ) - بجز « غ » و « ك » : راى . ( 4 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد . ( 5 ) - در « ك » بجاى اين بيت ، بيتى از شيخ نظامى آمده است چنين :دمه دم فروگير چون چشم گرگ * شده كار موئينه دوزان سترگ( 6 ) - كلمه از « ك » است .
( 1 ) در برهان معنى مالامال كه پر و لبريز باشد نيز دارد و گويد بمعنى مالش و ماليدنى هم هست . ( 2 ) برهان معنى اخير را ندارد و گويد بمعنى مادر خوانده هم به نظر رسيده است . ( 3 ) در برهان مطلق پوستين است و گويد مويينه‌دوز ، پوستين‌دوز را گويند .