شعر « 1 »
بهترين جايى « 2 » بدست بدترين قومى گرو * مهرهء جاندار و اندر مغز ثعبان ديدهاند
مو
- [ بفتح ميم ] درخت انگور باشد .
مثالش اخسيكتى فرمايد :
شعر « 1 »
گر بوى بزمگاه تو آرد صبا بباغ * آب رقيق مىشود اندر عروق مو
و بمعنى صداى گربه نيز آمده [ 1 ] . مثالش مولوى معنوى :
شعر
گر شود خانهء دين رخنه ز موش حسدى * موش باشد كه رمد هم زدم گربه بمو « 3 »
مع الهاء
ماشوره
- [ بضم شين معجمه و فتح راى مهمله ] آن نى باشد كه شعربافان و جولاهان ابريشم و ريسمان بر آن پيچند براى بافتن . اما در مؤيد - الفضلاء ريسمان خام باشد كه بر دوك ريسند و آن را پناغ « 4 » و چفرسته نيز گويند و بخاطر اين ضعيف مىرسد كه معنى اول اصح باشد بواسطهء اين كه در ميان جولاهان درين ايام نيز به اين معنى مشهور است و امير خسرو مؤيد اين معنى فرمايد :
شعر « 1 »
پر مغز بود خدنگ دلخواه * ماشوره بود همه تهىگاه
و در ادات الفضلاء نام بازيى نيز باشد [ 2 ] .
ماله
- [ بفتح لام ] ليف جولاهان باشد كه به آن جامهها را آهار دهند . مثالش شمس فخرى گويد :
شعر
شود اطلس نبافته جولاه * گر بمالد بنام اوماله
هامش
( 1 ) - « س » ندارد .
( 2 ) - « س » جامى .
( 3 ) - بجز « غ » و « ك » : موش كه باشد برمد از دم گربه به موى .
( 4 ) - « س » و « الف » : پتاغ . ( متن از « ك » است ) .
( 1 ) در برهان نام بيخ دوائى نيز هست كه بيونانى ميون خوانند .
( 2 ) در برهان بمعنى هر چيز كه بهم آميخته باشد و نيى كه يكسر در دهان گذارند و سر ديگر در آب و بمكند . نيز هست .