اگرچه خالى از تكلفى نيست اما اين بيت خسروانى مصرح اين معنى است كه نام بتخانه معين باشد نه مطلق :
شعر « 1 »
نه چون خسروانى نه چون تو بتا * بت و برهمن ديد مشكوى و گنگ
منو
- [ بفتح ميم و نون ] يعنى مجنب و حركت مكن . مثالش شمس فخرى گويد :
شعر « 1 »
شاد بر تخت سلطنت بنشين * بعد ازين بهر كار خصم منو
و بمعنى ناله مكن [ 1 ] نيز باشد چنان كه « 2 » ناصر خسرو « 3 » گفت :
شعر « 1 »
منو بر گذشته نود « 4 » بيش ازين * كه اكنونت زير قدم بسپرد
مينو
- [ بكسر ميم و ضم نون ] بهشت را گويند .
مثالش شيخ سعدى گويد :
شعر « 1 »
او خرمن گل نه گل كه باغيست * نه باغ ارم كه باغ مينوست
و در مؤيد بمعنى مينا نيز آمده يعنى آبگينه [ 2 ] و اين بيت را صاحب فرهنگ از دقايق فيروز شاهى مثال آورده :
شعر « 1 »
شود يك نيمه شرقى مرتفع « 5 » زو * در آن دور از افق بر چرخ مينو
مرنگو
- نام خارپشت بزرگ باشد كه تشى بيهن نيز گويند . مثالش حكيم اسدى گويد :
شعر « 1 »
همه مرزهاى خراسان تمام * مرنگوش خوانند و بيهن « 6 » بنام « 7 »
و اما حركتش معلوم نشد [ 3 ] .
هامش
( 1 ) - « س » ندارد .
( 2 ) - اصل : چنانچه .
( 3 ) - « س » : ناصر .
( 4 ) - « ك » : بود ؟ ( متن نيز روشن نيست ) .
( 5 ) - « الف » ( در متن ) . بيشتر ( و در حاشيه ) : مرتفع .
( 6 ) - « س » : پهن .
( 7 ) - « س » « الف » : تام . ( متن از « ك » است ) .
( 1 ) و زارى مكن . و بكسر اول مخفف مينوست كه بهشت باشد ( برهان ) .
( 2 ) در برهان معنى زبرجد و زمرد نيز دارد .
( 3 ) مزنگو نيز هست ( برهان ) .