ملان
- [ بفتح ميم ] يعنى مجنبان [ 1 ] . مثالش حكيم سنائى گويد :
بيت
اينچنين كن نماز و شرح بدان * ورنه برخيز و هرزه ريش ملان « 1 »
مع الواو
ما هو
- به وزن و معنى باهو « 2 » - - كه گذشت - - و آن چوب دستى باشد كه شتر به آن رانند [ 2 ] و در فرهنگ بمعنى زيب و زينت آورده و اين بيت از غرايب الدنياى شيخ آذرى كه ، در شگون گرفتن از پيش آمدن و حوش و طيور در يمين و يسار مردم گفته ، آورده كه :
بيت
ور ز چپ اندر آيدت آهو * خو برو را چه حاجت ما هو
و نام حاكم سيستان نيز باشد . [ 3 ]
مشكو
- [ بفتح ميم و سكون شين معجمه و ضم كاف ] بتخانه . و خلوتخانهء خسرو شيرين را نيز « 2 » گويند . مثالش شمس فخرى گويد :
بيت
ز انواع رياحين مجلست باد * هميشه خسروا « 4 » مانند مشكو
اما در ادات الفضلاء بمعنى بتخانه و كوشك خسرو و شيرين و كوشك مطلق نيز آمده و در زفانگويا بمعنى حرم پادشاهان آمده و در نسخهء ميرزا بمعنى كوشك خرد « 5 » باشد و ازين بيت مسعود كه :
شعر « 3 »
بست « 6 » پيشت كمر دو پيكروار * بت مشكوى و لعبت كاشان
چنان ظاهر مىشود كه نام شهرى حسن خيز باشد [ 4 ] و اين بيت را مثال معنى اول نيز مىتوان كرد
هامش
( 1 ) - كلمه از « ك » است .
( 2 ) - « س » : ما هو ؛ « الف » كلمه را بالاى سطر در حاشيه دارد .
( 3 ) - « س » ندارد .
( 4 ) - بجز « ك » : حسروا .
( 5 ) - « س » : خورد .
( 6 ) - « س » : بيست .
( 1 ) و ميفشان ( برهان ) .
( 2 ) ظاهرا مصحف باهوست . ( حاشيهء برهان ) .
( 3 ) ماهوى سورى مرادست آنكه يزد گرد سوم آخرين پادشاه ساسانى باشارت وى كشته شد .
( 4 ) در برهان اين معنى نيست ولى معنى باغچه و كوشك و بالاخانه مطلقا خواه بزرگ يا كوچك و مصغر مشك بمعنى خيك و مرادف مشكيجه نيز دارد .