و آن را لكا و لك نيز گويند و در نسخهء ميرزا بمعنى سختيان و گل سرخ آمده و اين قطعهء منوچهرى مناسب معنى سختيان است :
بيت « 1 »
كبك چون طالب علمى است « 2 » درين نيست شكى * مسئله خواند تا بگذرد از شب سيكى
بسته زير گلو از غاليه تحت الحنكى * ساخته پايكها را ز لكا موز گكى
لابرلا
- نام حلوائى باشد [ 1 ] .
لوترا
- [ بضم لام و فتح تاى قرشت با راى مهمله ] لغز باشد و سخنى كه نتوان فهميد و در فرهنگ زبانيست كه با هم گويند كه ديگرى نفهمد و زبان زركرى نيز گويند [ 2 ] . مثالش خلاق المعانى گويد :
بيت « 1 »
خرد سر غيبى كند فهم از آن * چو گويد سر كلك تو لوترا
لبچرا
- در فرهنگ بمعنى نقلى باشد كه در حين صحبت در ميان آرند و در مؤيد بمعنى خوردنى و علف باشد [ 3 ] .
لوشا
- نام حكيمى از روم كه در صفت تصوير و نقاشى نظير نداشته و تنگلوشا كتابيست تصنيف او « 3 » و بعضى برآنند كه تنگلوشا مجموع نام حكيميست مغربى * [ 4 ] .
لوقا
- نام پدر قسطا . و بعضى گويند قسطا كتابيست كه لوقا مصنف آنست و آن را قسطاى لوقا گويند اما قول اول اقوى است [ 5 ] از جهت آنكه شاه ناصرخسرو فرمايد :
بيت « 1 »
هر كسى حرفى همى گويد بتيره راى خويش * تا گمان آيد كه او قسطاى بن لوقاستى
لالا
- يعنى خادم و بنده [ 6 ] . مثالش خواجه سلمان گويد :
بيت « 1 »
سر فراگوش كنيزانش نيارست آوريد * لؤلؤى كافوروش تا نام خود لالا نكرد
هامش
( 1 ) - « س » ندارد .
( 2 ) - در ديوان : طالب علم است و .
( 3 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد .
( 1 ) در برهان معنى تو بر تو و تهبرته هم دارد ( از لا تا ته ، بمعنى رده و طبقه ) .
( 2 ) لوتره . لوتر .
( 3 ) لبچره .
( 4 ) رجوع به تنگلوشا شود .
( 5 ) از مردم بعلبك است و از مترجمين بنام خاصه در كتب پزشكى از يونانى به عربى . متوفى در حدود 70 هجرى .
( 6 ) لله . و در برهان چند معنى ديگر براى اين كلمه ذكر شده است اما چون فارسى نبود و عربى بود نقل نشد .