تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1240

مساهمون:

ص١٢٤٠
گريخته . مؤيد اين معنى رضى الدين نيشابورى گويد : بيت
گردنامه است كه شه « 1 » اهل هنر را كردست * شكل تدوير كه بر دايرهء دينارست
و هيچيك از مؤلفان اين معنى را نيافته‌اند و مولوى معنوى نيز گويد : بيت
بگردنامهء لطفم به شهر باز آورد * خيال دوست با كراه اختيار آميز

گلوله

- [ بضم گاف و لام اول و فتح لام دوم ] بمعنى گروهه باشد مطلقا كه مرقوم شد بمعنى دوم . مثالش مثنوى : [ بيت ]
اين گفت حاج كوله شد در دلش گلوله * زيرا نديده بود او مهمانى سمائى

گورابه

- همان گوراب مرقوم كه شهريست از توابع مازندران . چنان كه « 2 » فخر الدين گرگانى گويد : بيت « 3 »
بگورابه فرود آورد لشكر * كه آنجا بود ويس ماه‌پيكر

گزرنامه

- [ بضم گاف و فتح زاى تازى و ميم ] كتابى كه در آن علم تعبير خواب باشد [ 1 ] .

گمانه

- يعنى گمان ، ضد يقين [ 2 ] . مثالش فردوسى گويد : بيت « 3 »
تو دل را زبد در گمانه مدار * روان را بجز شادمانه مدار

گاوزهره

- [ بفتح زاء ] بمعنى بددل باشد كه به عربى جبان گويند . مثالش حكيم خاقانى فرمايد در مذمت شراب و منع از خوردن آن : نظم « 4 »
گر بود زان مىچو زهره گاو * خاطر گاوزهره شيرشكار
هامش
( 1 ) - « س » : سه . ( 2 ) - اصل : چنانچه . ( 3 ) - « س » ندارد . ( 4 ) - كلمه از « ن » است .
( 1 ) از تعبير خواب گزار بمعنى معبر خواب پنداشته‌اند كه گزر و گزار بمعنى خواب است و نه چنين است . ( از حاشيهء برهان ) . ( 2 ) در برهان معنى چاهجوى و چاه‌كن نيز دارد و نيز بمعنى چاهى آورده است كه چاه‌كنان به جهت آنكه دانسته شود كه زمين آب دارد يا نه و دورى آن آب از سطح زمين چه قدرست حفر كنند .