گريخته . مؤيد اين معنى رضى الدين نيشابورى گويد :
بيت
گردنامه است كه شه « 1 » اهل هنر را كردست * شكل تدوير كه بر دايرهء دينارست
و هيچيك از مؤلفان اين معنى را نيافتهاند و مولوى معنوى نيز گويد :
بيت
بگردنامهء لطفم به شهر باز آورد * خيال دوست با كراه اختيار آميز
گلوله
- [ بضم گاف و لام اول و فتح لام دوم ] بمعنى گروهه باشد مطلقا كه مرقوم شد بمعنى دوم . مثالش مثنوى :
[ بيت ]
اين گفت حاج كوله شد در دلش گلوله * زيرا نديده بود او مهمانى سمائى
گورابه
- همان گوراب مرقوم كه شهريست از توابع مازندران . چنان كه « 2 » فخر الدين گرگانى گويد :
بيت « 3 »
بگورابه فرود آورد لشكر * كه آنجا بود ويس ماهپيكر
گزرنامه
- [ بضم گاف و فتح زاى تازى و ميم ] كتابى كه در آن علم تعبير خواب باشد [ 1 ] .
گمانه
- يعنى گمان ، ضد يقين [ 2 ] . مثالش فردوسى گويد :
بيت « 3 »
تو دل را زبد در گمانه مدار * روان را بجز شادمانه مدار
گاوزهره
- [ بفتح زاء ] بمعنى بددل باشد كه به عربى جبان گويند . مثالش حكيم خاقانى فرمايد در مذمت شراب و منع از خوردن آن :
نظم « 4 »
گر بود زان مىچو زهره گاو * خاطر گاوزهره شيرشكار
هامش
( 1 ) - « س » : سه .
( 2 ) - اصل : چنانچه .
( 3 ) - « س » ندارد .
( 4 ) - كلمه از « ن » است .
( 1 ) از تعبير خواب گزار بمعنى معبر خواب پنداشتهاند كه گزر و گزار بمعنى خواب است و نه چنين است . ( از حاشيهء برهان ) .
( 2 ) در برهان معنى چاهجوى و چاهكن نيز دارد و نيز بمعنى چاهى آورده است كه چاهكنان به جهت آنكه دانسته شود كه زمين آب دارد يا نه و دورى آن آب از سطح زمين چه قدرست حفر كنند .