بيت
بر تو گر از صبر نگشايد درى * از سك گرگين گبران كمترى
گونهگون
- يعنى لونلون و رنگارنگ . خلاق المعانى گويد :
شعر « 1 »
پر جوش ديگ سينه چه دارى چو مىپزند * در مطبخ ابيت ترا گونهگون طعام
و گوناگون نيز گويند چنان كه « 2 » شيخ سعدى گويد :
بيت
آن پر از لالههاى رنگارنگ * وين پر از ميوههاى گوناگون
مثال هر دو معنى را فخر الدين گرگانى نيز گويد :
بيت
سرايان بود چون بلبل همه راه * بگوناگون سرود و گونهگون راه
گوزبن
- يعنى درخت گردگان . حكيم سنائى گويد :
بيت
كردهاى همچو گوزبن گردن * از چه از عشوه و ز قفا خوردن
گلان
- [ بضم گاف ] يعنى نان ميده كه به مقدار كف دست سازند و در روغن بريان كنند و دو پوست « 3 » شود و در شيره اندازند بغايت لذيذ باشد . مثالش سوزنى گويد :
بيت « 4 »
رخ احباب تو طريست چه گل * خوش و شيرينتر از گلان و گلاج
- و معنى گلاج مرقوم شد - و گلان بمعنى افشاننده نيز باشد . مثالش زراتشت بهرام گويد :
بيت « 1 »
سحرگه باد برگ گل گلانست * ز درد آن فغان بلبلانست
و گلاندن و گلانيدن يعنى افشاندن و افشانيدن [ 1 ] .
گردن
- معروف [ 2 ] و جمع آن گردنها باشد و ديگر بمعنى قوى و باقدرت باشد « 5 » و جمع آن گردنان باشد . * مثال هر دو معنى حكيم سنائى گويد :
بيت
كرده در رشته رمح مرد افكن * مهرهء گردن بسى گردن
هامش
( 1 ) - كلمه از « ن » است .
( 2 ) - اصل : چنانچه .
( 3 ) - « س » : پوشت .
( 4 ) - « س » ندارد .
( 5 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد .
( 1 ) در برهان بمعنى تكان و افشان و جمع گل نيز هست .
( 2 ) يعنى : قسمتى از بدن كه ميان سر و تنه قرار دارد . عنق . جيد ( عربى ) .