نظامى گويد :
بيت
دو گردك داشتى خسرو مهيا * بر آموده بگوهر چون ثريا
و بمعنى حجلهء عروس نيز آمده . مثال اين معنى مولوى مثنوى گويد :
بيت « 1 »
بجز بانگ دفت نبود نصيبى * كه هستى چون خصى در دور گردك
و بمعنى چيستان نيز آورده در فرهنگ و بمعنى كلنبهء « 2 » مرقوم [ 1 ] نيز گفته . « 3 » و در يكى از نسخ بمعنى زفاف آمده [ 2 ] و اين بيت مولوى مؤيد اين معنى است :
بيت
بعد ازين اندر شب گردك بفن * امردى را بست جنى همچو زن
گچك « 4 »
- [ بجيم فارسى ] به وزن و معنى غچك باشد در فرهنگ كه كمانچه نيز گويند . مثالش خوارزمى گويد :
بيت
ز هر مو چون گچك مىكرد فرياد * دل اصحاب مىگشت از غم آزاد
گلناك
- [ بضم گاف و سكون لام و بعد از لام نون ] باروى دژ باشد كذا فى ادات الفضلاء و در كشف اللغات گلشاك آمده كه بجاى نون شين « 5 » معجمه باشد « 1 » و بمعنى بازوى در گفته چون شاهدى نداشتيم هر دو معنى را نوشتيم [ 3 ] .
گلك
- [ بضم گاف ] مصغر گل . و بمعنى طعنه نيز آمده چنان كه حكيم سنائى فرمايد :
بيت
تا كى ز راه رشك برين و بر آن همى * بهر گل و كلاله خوبان گلك زنيم
هامش
( 1 ) - كلمه از « ك » است .
( 2 ) - « ك » : كليه .
( 3 ) - از اينجا تا پايان مطلب از « ك » است .
( 4 ) - اين لغت و شرح آن از « ك » است .
( 5 ) - « س » : بشين .
( 1 ) نانى كه درون آن را پر از حلواى قند و مغز بادام و پسته و غيره كنند و پزند .
( 2 ) در برهان معنى زفاف نيست و بمعنى ترجمهء جمله نيز آورده است . و معنى خرگاه كه خيمهء بزرگ مدور باشد نيز دارد .
( 3 ) در برهان صورت و معنى اخير نيست .