و بمعنى گوژپشت نيز آمده مؤيد اين معنى مسعود سعد گويد :
بيت « 1 »
بار منت بسى است بر سر جود * زين سبب گشت هر سه حرفش گنگ
و عميد لويكى نيز گويد :
بيت
اى پهلوى كه زير طناب سرادقت * گردون همى خميده رود بر مثال گنگ
و در ادات الفضلاء نام بيت المقدس باشد و در فرهنگ بمعنى بادى كه بسبب سودا در تن مردم پديد آيد و بدانجهت بن مويها خارش گيرد و تا موى را برنكنند آرام نگيرند نيز آمده .
چنان كه سوزنى گويد :
بيت
تا بركند حسود تو سبلت بدست خويش * در سبلت حسود تو افتاده باد گنگ
و نام كوهى نيز آورده [ 1 ] و به اين بيت فردوسى تمسك نموده :
بيت « 2 »
يكى زنده پيلست بر كوه گنگ * اگر با سلاح اندر آيد بجنگ
گيرنگ
- نام ديهى است از اعمال باورد .
مثالش حكيم انورى گويد :
بيت
حبذا كير قاضى گيرنگ * آنكه دارد ز سنگ خارا ننگ
گاوشنگ
- [ بفتح شين معجمه ] چوبى كه گاو بدان رانند و غاوشنگ نيز گويند - و گذشت - [ 2 ] .
گريسنگ « 3 »
[ بفتح گاف و سين مهمله و كسر راى مهمله ] مغاك باشد در نسخهء ميرزا و - بضم گاف و شين معجمه [ 3 ] - نيز به نظر رسيده و در فرهنگ - بكاف تازى [ 4 ] - آورده .
گلبانگ
- [ بضم گاف ] آواز بلبل و بانگى كه قلندران بيكبار بركشند كذا فى الادات [ 5 ] . مثالش حافظ شيراز گويد :
بيت
دلت بوصل گل اى بلبل سحر خوش باد * كه در چمن همه گلبانگ عاشقانهء تست
هامش
( 1 ) - كلمه از « ك » است .
( 2 ) - « س » ندارد .
( 3 ) - « س » گرسنگ .
( 1 ) در برهان معنى نام شهرى در شرق خطا ( ختا ) كه گنگ دژ همان است و بمعنى نيكو و خوب و زيبا و نام شهر تاشكنت كه چاچ گويند ( ظاهرا كنت مخفف تاشكنت ، تاشكند . حاشيهء برهان ) نيز دارد .
( 2 ) گاوسنگ ( برهان ) .
( 3 ) يعنى : گريشنگ . ( اما برهان ندارد . و ذيل گريسنگ بمعنى آواز بلبل و بانگ قلندران نيز آورده است )
( 4 ) يعنى : كريسنگ و در برهان كريشنك و كريشك هم آمده است .
( 5 ) گلبام .