تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1208

مساهمون:

ص١٢٠٨
بيت « 1 »
گوش روز « 2 » اى نگار مشكين خال * گوش بر بط بگير و نيك بمال
و در فرهنگ بمعنى منتظر نيز آورده و اين بيت مولوى شاهد اين معنى است : بيت « 3 »
خلقى نشسته گوش ما مست خوش مدهوش ما * نعره‌زنان در گوش ما كه سوى شاه آ اى گدا
و نام فرشته‌اى نيز باشد كه موكلست بر مهمات .

گسترش

- [ به وزن مضطرب ] آنچه توان پهن كرد از فروش مطلقا [ 1 ] . مثالش شيخ نظامى گويد : بيت « 3 »
بارگاهى به دو نمود بلند * گسترشهاى بارگاه پسند

گوهركش

- يعنى دست برنجنى كه آن را مكلل بجواهر كنند . مثالش رفيع الدين لنبانى « 4 » گويد : بيت
ز بهر ساعد شاخ ابر ساخت گوهركش * كه قطره در خوشابست و سبزه شبه دوان ؟ ؟ ؟
كذا فى الفرهنگ [ 2 ] .

گنج گاوميش

- « 5 » نام همان گنج گاو كه مرقوم شد [ 3 ] .

مع الفاء

گزاف

- سخن بيهوده و كار عبث باشد و دروغ را نيز گويند [ 4 ] . مثالش حكيم ازرقى . گويد : بيت « 3 »
نه بجود تو ريا و نه بدست تو ستم * نه بلفظ تو گزاف و نه بطبع تو ملال
و در فرهنگ بمعنى بيحد « 6 » و بسيار نيز آورده و به اين بيت حكيم ازرقى متمسك شده : بيت « 3 »
تو آن‌كسىكه ز بهر گزاف بخشيدن * ز رسم خلق همى گم شود رسوم حساب

گاف

- بمعنى لاف باشد [ 5 ] .
هامش
( 1 ) - كلمه از « ك » است . ( 2 ) - « س » « الف » : روزى . ( متن از « ك » است ) . ( 3 ) - « س » ندارد . ( 4 ) - « س » : بستانى . ( 5 ) - اين لغت و شرح آن از « ك » است . ( 6 ) - « س » : بيحيد .
( 1 ) و نيز اسم مصدر از گستردن . ( 2 ) در برهان بكسر كاف فارسى ( گوهرگش ) نيز آمده است بمعنى گوهر دل . ( 3 ) گنج گاوان ( برهان ) . ( 4 ) اين معنى در برهان نيست . ( 5 ) سخنان دروغ و گزاف و لا طايل و تجاوز كردن از حد و اندازهء خود و نيز بمعنى شكاف ( صحيح درين معنى : كاف ) ( برهان ) .
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1208 | محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )