بيت « 1 »
گوش روز « 2 » اى نگار مشكين خال * گوش بر بط بگير و نيك بمال
و در فرهنگ بمعنى منتظر نيز آورده و اين بيت مولوى شاهد اين معنى است :
بيت « 3 »
خلقى نشسته گوش ما مست خوش مدهوش ما * نعرهزنان در گوش ما كه سوى شاه آ اى گدا
و نام فرشتهاى نيز باشد كه موكلست بر مهمات .
گسترش
- [ به وزن مضطرب ] آنچه توان پهن كرد از فروش مطلقا [ 1 ] . مثالش شيخ نظامى گويد :
بيت « 3 »
بارگاهى به دو نمود بلند * گسترشهاى بارگاه پسند
گوهركش
- يعنى دست برنجنى كه آن را مكلل بجواهر كنند . مثالش رفيع الدين لنبانى « 4 » گويد :
بيت
ز بهر ساعد شاخ ابر ساخت گوهركش * كه قطره در خوشابست و سبزه شبه دوان ؟ ؟ ؟
كذا فى الفرهنگ [ 2 ] .
گنج گاوميش
- « 5 » نام همان گنج گاو كه مرقوم شد [ 3 ] .
مع الفاء
گزاف
- سخن بيهوده و كار عبث باشد و دروغ را نيز گويند [ 4 ] . مثالش حكيم ازرقى .
گويد :
بيت « 3 »
نه بجود تو ريا و نه بدست تو ستم * نه بلفظ تو گزاف و نه بطبع تو ملال
و در فرهنگ بمعنى بيحد « 6 » و بسيار نيز آورده و به اين بيت حكيم ازرقى متمسك شده :
بيت « 3 »
تو آنكسىكه ز بهر گزاف بخشيدن * ز رسم خلق همى گم شود رسوم حساب
گاف
- بمعنى لاف باشد [ 5 ] .
هامش
( 1 ) - كلمه از « ك » است .
( 2 ) - « س » « الف » : روزى . ( متن از « ك » است ) .
( 3 ) - « س » ندارد .
( 4 ) - « س » : بستانى .
( 5 ) - اين لغت و شرح آن از « ك » است .
( 6 ) - « س » : بيحيد .
( 1 ) و نيز اسم مصدر از گستردن .
( 2 ) در برهان بكسر كاف فارسى ( گوهرگش ) نيز آمده است بمعنى گوهر دل .
( 3 ) گنج گاوان ( برهان ) .
( 4 ) اين معنى در برهان نيست .
( 5 ) سخنان دروغ و گزاف و لا طايل و تجاوز كردن از حد و اندازهء خود و نيز بمعنى شكاف ( صحيح درين معنى : كاف ) ( برهان ) .