چون متفرق بود اولى و انسب آن بود كه بيكجا نيز نام هر هشت مرقوم شود تا مطالعهكنندگان را بهتر معلوم گردد و عروس اين نسخه را نيز هر هفتى باشد : 1 - گنج عروس . 2 - بادآورد . 3 - ديبه خسروى . 4 - گنج افراسياب 5 - گنج سوخته .
6 - گنج خضرا . 7 - گنج شاد آورد . 8 - گنج بار كه گنج گاو نيز گويند و حكيم فردوسى درين قطعه ذكر هر هشت كرده :
نخستين ز بنياد گنج عروس * ز چين و زبر طاس و از روم و روس
دگر گنج بادآورش خواندند * كه در مخزن خاص شه ماندند
دگر آنكه نامش اگر بشنوى * بخوانى ورا ديبه خسروى
دگر نامور گنج افراسياب * كه كس را نبوده به خشكى و آب
دگر گنج كش خواندى سوخته * كزان گنج بد كشور افروخته
دگر گنج كز در خوشاب بود * كه بالاش يك تير پرتاب بود
كه خضرا نهادند نامش ردان * همان كاردان نامور بخردان
دگر آنكه بد شادورد بزرگ * كه خواندند نامش گوان سترگ
دگر آنكه بد نام او گنج بار * نديده چنان ديدهء روزگار
گرس
- [ بضم گاف ] بمعنى جوع و گرسنگى باشد [ 1 ] . مثالش شيخ احمد اطعمه گويد :
بيت « 1 »
بگشت از گرس حالم ، حالم اينست * بتنگ آمد شكم احوالم اينست
گرداس
- [ بضم گاف و راء و دال مهملتين ] در فرهنگ بمعنى ظالم و ستمكار باشد [ 2 ] .
مثالش نزارى قهستانى گويد :
بيت « 1 »
اگر حال رعيت هم برين رونق بود فردا * ز جمع زادگانش پر شود بازار نخاسان
خدايا بىشبان بگذاشتى اين بىزبانان را * مگر تو هم از ايشان بازدارى شر گرداسان
« 3 » - گاورس
يكى از حبوبات كه به عربى دخن گويند * [ 3 ] .
هامش
( 1 ) - كلمه از « ك » است .
( 2 ) - « س » ندارد .
( 3 ) - تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد .
( 1 ) در برهان معنى چرك و ريم جامه و بدن هم دارد و گويد بمعنى موى پيچيده و موى پيچه نيز هست كه موباف زنان باشد .
( 2 ) برهان گويد گرداش نيز به اين معنى است
( 3 ) جلورس . ارزن .