مع الشين
گرزش
- [ بفتح گاف و سكون راى مهمله و كسر زاى معجمه ] تظلم و زارى نمودن . [ 1 ] اما شمس فخرى - بضم گاف - آورده گفته :
بيت
مگر سرگرانى گرزش تواند * كه بردارد از مملكت رسم گرزش
و استاد خسروى نيز گويد :
بيت « 1 »
بده داد من از لبانت و گرنه * سوى خواجه خواهم شد از تو به گرزش
گزارش
- [ بضم گاف و كسر راى مهمله ] بمعنى تعبير خواب باشد . مثالش حكيم فردوسى گويد :
بيت « 1 »
تو اين خوابها را بجز پيش او * مگو و ز نادان گزارش مجو
و بمعنى ادا كردن سخن نيز آمده [ 2 ] . مثال اين معنى شيخ نظامى گويد :
بيت « 1 »
بياضش در گزارش هست معروف * كه در بردع سوادش بوده موقوف
گوارش
- همان گوارشت مرقوم و جوارش معرب آنست . مثال معنى اول حكيم اسدى گويد :
بيت « 1 »
خورش را گوارش مىافزون كند * ز تن ماندگيها ببيرون كند
مثال معنى دوم فخر الدين گرگانى گويد :
بيت « 1 »
گوارشهاى الوان معطر * سراسر قوت جسم و قوت سر
گاودوش
- ظرفى كه در آن شير دوشند [ 3 ] .
گزينش
- [ بضم گاف و كسر زاى معجمه و نون ] بمعنى نيك از بد جدا كردن كه به عربى انتخاب گويند [ 4 ] . مثالش مولوى معنوى فرمايد :
بيت « 2 »
شه « 3 » بر آن عقل و گزينش كه تر است * چون تو كان جهل را كشتن سزاست
گواش
[ بفتح گاف و بعضى - بضم گاف - گفتهاند و بعد از گاف واو ] رنگ باشد يعنى لون « 4 » و در
هامش
( 1 ) - « س » ندارد .
( 2 ) - كلمه از « س » است .
( 3 ) - « س » : سه . ( شه كلمهايست كه در مقام نفرت گويند ) .
( 4 ) - تا علامت ستاره در صفحهء بعد را « الف » در حاشيه دارد .
( 1 ) برهان گويد كرزش هم آمده است . « استاد دهخدا كلمه را مصحف گزرش گزارش دانستهاند ( در حاشيهء نسخهء لغت فرس اسدى ص 212 چاپ مرحوم اقبال ) .
( 2 ) در برهان معنى شرح و تفسير عبارت نيز دارد و بمعنى پيش كش نيز هست و معنى گذاشتن نيز دارد اما صحيح آنست كه درين معنى گذارش است . ( حاشيهء برهان مصحح دكتر معين ) .
( 3 ) گاويس . گاودوشه .
محلب ( عربى ) . و برهان بمعنى تغار ديواره بلند نيز آورده است كه لوله يا ناوى مانند جرغتو داشته باشد .
( 4 ) برهان گويد ترجمهء خاصيت نيز هست ( لغت دساتيرى . حاشيهء برهان ) .