به عربى سفينه گويند . مثالش حافظ شيرازى گويد :
بيت
كشتى نشستگانيم اى باد شرطه برخيز * شايد كه باز بينيم ديدار آشنا را
كشفتگى
- [ بضم كاف و شين و سكون فاء ] يعنى پژمرده شدن « 1 » . امير معزى فرمايد :
بيت
اين از كشفتگى چون رزان « 2 » گشته در خزان * وان از شكفتگى چو چمن « 3 » گشته در بهار
و بمعنى پريشان شدن و پراكنده شدن و بمعنى « 4 » معدوم و نابود شدن نيز آمده [ 1 ] .
هامش
( 1 ) - « س » : شد .
( 2 ) - « س » : از آن .
( 3 ) - « س » : من .
( 4 ) - بجز « ك » : معنى .
( 1 ) برهان ندارد اما در كشفتن بفتح اول و دوم نيز گويد .