بيت « 1 »
جوانى و كوپال و نيرو نماند * ز من هيچ جز نام نيكو نماند
و نام مبارزى نيز باشد [ 1 ] .
كبل
- [ بباى موحده ] به وزن و معنى كول مرقوم بمعنى اول كه پوستين باشد .
كابل
- [ بضم باء « 1 » ] و كاول - بضم واو - نام شهريست معروف [ 2 ] .
كچل
- [ بضم كاف و فتح جيم فارسى ] جانوريست كه مشك را درد و او را مشكدر نيز گويند . و در فرهنگ - بفتح كاف - به اين معنى آورده و معنى كل نيز آمده چنان كه « 2 » سراج الدين راجى گويد :
بيت
اى كچل دستار پنجه گز بسر « 3 » بستن چه سود * مشعل سوزان كسى در پنبه چون پنهان كند
و حكيم « 4 » اوحدى نيز گويد « 5 » :
بيت
زين كچول و كچل سرى چندند * كه بريش جهان هم خندند
و ديگر بمعنى حيوانى كه پاى او كج باشد نيز آورده . مثالش اين بيت امير خسرو آورده :
بيت
از چل چل تو پاى من زار شد كچل * من خود نمىچلم تو اگر ميچلى بچل
كرمائيل
- نام يكى از دو شاهزاده كه مطبخى ضحاك بودند . - مثال اين معنى در - الف مع اللام - براى ارمائيل مذكور شد - .
كوه جليل
- در شرفنامه نام كوهيست كه نوح عليه السلام خانه در آن داشت و اول آب طوفان از آن جوشيد كذا فى المؤيد .
مع الميم
كام
- دهان [ 3 ] . و ديگر بمعنى مراد و مقصود باشد . مثال هر دو معنى مولانا جامى گويد :
بيت « 1 »
زبان در كام كان از نام او يافت * نم از سرچشمهء انعام او يافت
كوئيم
- [ بضم كاف و سكون واو و ياى
هامش
( 1 ) - « س » ندارد .
( 2 ) - اصل : چنانچه .
( 3 ) - « ب » : نرا .
( 4 ) - كلمه از « ك » است .
( 5 ) - اين جمله و شعر بعد آن از « ب » و « ك » است .
( 1 ) برهان گويد به اين معنى با كاف فارسى ( گوپال ) نيز آمده است و ولف در فهرست شاهنامه نيز بمعنى گرز گوپال ضبط كرده . ( از حاشيهء برهان ) .
( 2 ) پايتخت كشور افغانستان بمشرق ايران . و برهان گويد كلمه معنى نوعى از ساز نيز دارد .
( 3 ) در برهان معنى سقف دهان يعنى فك اعلى كه به عربى حنك خوانند نيز دارد .