تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1045

مساهمون:

ص١٠٤٥
برگ درختان سبز در نظر هوشيار * هر ورقى دفتريست معرفت كردگار
و رودكى گويد بمعنى اخير : بيت « 1 »
نه چون پور مير خراسان كه او * عطا را نشسته بود كردگار

كرده‌كار

- مرد مجرب جلد باشد . مثالش استاد دقيقى گويد : بيت
جادو نباشد از تو به تنبل سوارتر * عفريت كرده‌كار و تو زو كرده‌كارتر

كركر و كروگر

- [ هر دو بفتح ] نام حضرت احديتست جل جلاله . مثال اول را دقيقى فرمايد : شعر « 1 »
چو بيچاره گشتند فرياد جستند * بر ايشان ببخشود دادار كركر
و مثال دوم عنصرى گويد : بيت
بدان ماند كه يزدان كروگر * جهان نو برآوردست ديگر
و در نسخهء وفائى كركر بمعنى كامكار نيز آمده اما در ادات الفضلاء - بهر دو كاف فارسى [ 1 ] - آورده و گفته بمعنى صانع الصنايع است و در فرهنگ نيز - بهر دو كاف فارسى - اول را بمعنى صانع الصنايع و دوم را بمعنى مرادبخش آورده .

كيسه‌دار

- شخصى را گويند كه در ارزانى امتعه خرد كه در گرانى فروشد . حكيم سنائى گويد : بيت « 2 »
كفر و دين را نيست در بازار عشق * كيسه‌دارى چون خم گيسوى او

كتكار

- [ به تاى قرشت . به وزن افكار ] بمعنى دروگر باشد . مولوى معنوى گويد : [ بيت ]
جور و جفا و دوريى « 3 » كان كتكار مىكند * بر دل و جانها بتر ز اسكنه كار مىكند
و كتگر نيز گويند چنان كه « 4 » حكيم اسدى گويد : بيت
سرايى به خوبى چو خرم بهار * بگردوى ايوان بلورين چهار
هامش
( 1 ) - كلمه از « ن » است . ( 2 ) - « س » ندارد . ( 3 ) - « س » : دورى . ( 4 ) - اصل : چنانچه .
( 1 ) يعنى گرگر . و اين ضبط صحيح است و گروگر نيز .
فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 1045 | محمد قاسم بن حاجى محمد كاشانى ( سرورى )