برگ درختان سبز در نظر هوشيار * هر ورقى دفتريست معرفت كردگار
و رودكى گويد بمعنى اخير :
بيت « 1 »
نه چون پور مير خراسان كه او * عطا را نشسته بود كردگار
كردهكار
- مرد مجرب جلد باشد . مثالش استاد دقيقى گويد :
بيت
جادو نباشد از تو به تنبل سوارتر * عفريت كردهكار و تو زو كردهكارتر
كركر و كروگر
- [ هر دو بفتح ] نام حضرت احديتست جل جلاله . مثال اول را دقيقى فرمايد :
شعر « 1 »
چو بيچاره گشتند فرياد جستند * بر ايشان ببخشود دادار كركر
و مثال دوم عنصرى گويد :
بيت
بدان ماند كه يزدان كروگر * جهان نو برآوردست ديگر
و در نسخهء وفائى كركر بمعنى كامكار نيز آمده اما در ادات الفضلاء - بهر دو كاف فارسى [ 1 ] - آورده و گفته بمعنى صانع الصنايع است و در فرهنگ نيز - بهر دو كاف فارسى - اول را بمعنى صانع الصنايع و دوم را بمعنى مرادبخش آورده .
كيسهدار
- شخصى را گويند كه در ارزانى امتعه خرد كه در گرانى فروشد . حكيم سنائى گويد :
بيت « 2 »
كفر و دين را نيست در بازار عشق * كيسهدارى چون خم گيسوى او
كتكار
- [ به تاى قرشت . به وزن افكار ] بمعنى دروگر باشد . مولوى معنوى گويد :
[ بيت ]
جور و جفا و دوريى « 3 » كان كتكار مىكند * بر دل و جانها بتر ز اسكنه كار مىكند
و كتگر نيز گويند چنان كه « 4 » حكيم اسدى گويد :
بيت
سرايى به خوبى چو خرم بهار * بگردوى ايوان بلورين چهار
هامش
( 1 ) - كلمه از « ن » است .
( 2 ) - « س » ندارد .
( 3 ) - « س » : دورى .
( 4 ) - اصل : چنانچه .
( 1 ) يعنى گرگر . و اين ضبط صحيح است و گروگر نيز .