بيت « 1 »
در ثناى منت از آن رنگست * كز تو بوى كرم همىآيد
و بمعنى حصه و نصيب حكيم سنائى گويد :
بيت
چون زرت باشد از تو جويد رنگ * چون شدى مفلس از تو دارد ننگ
و در ادات الفضلا بمعنى گاو دشتى و روش و سيرت نيز آمده . بمعنى روش و سيرت مولانا كاتبى گويد :
بيت « 2 »
چرخ پلنگ رنگ چرا كرد روبهى * با شيرزادهاى كه سگش آهوى خطاست
و ازين بيت معنى لون نيز مىتوان فهميد و بمعنى خشم با خجالت و حيات نيز آمده . بمعنى حيات عسجدى گويد :
بيت « 2 »
چو آمد كه زادن زن فراز * بكشكينهء گرمش آمد نياز
من وزن در آن خانه تنها و بس * مرا گفت كاى شوى فرياد رس
اگر شوربائى بچنگ آورى * من مرده را با زرنگ آورى
و در فرهنگ بمعنى خرقهء درويشان نيز آورده و مثالش اين بيت اخسيكتى آورده :
بيت « 2 »
از ان پوشى تو رنگ اى از خدا دور * كه تا گويندت اين مرد خدائيست
و امير خسرو نيز مؤيد اين معنى گويد :
بيت
اگر با رنگ پوشان از درون يك رنگ شد مردى * چنان بايد كه از خاطر دو رنگى را برون آرد
و نزارى قهستانى نيز گويد :
بيت « 2 »
رنگ پوشيدم ، همرنگ نمىشد با من * هم بينداختمش نه منم اكنون و نه رنگ
و بمعنى خوبى نيز آورده و به اين بيت مولوى معنوى متمسك شده :
بيت « 2 »
چون كم نشود سنگت چون بد نشود رنگت * بازار مرا ديدى بازار دگر رفتى
و بخاطر مىرسد كه باندك تكلفى معنى لون نيز از اين بيت مىتوان فهميد « 3 » و بمعنى والى و حاكم « 4 »
هامش
( 1 ) كلمه از « ن » است .
( 2 ) كلمه در « س » نيست .
( 3 ) از اينجا تا پايان عبارت را « الف » در حاشيه آورده است و نسخههاى ديگر ندارند .
( 4 ) اصل : حكيم . ( متن تصحيح قياسى است ) .