تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ مجمع الفرس ( فارسى ) — صفحة 359

مساهمون:

ص٣٥٩
سوم نام يكى از ولايات خراسان « 21 » مثالش خواجه حافظ فرمايد : بيت
حافظ مريد جام‌جم است اى صبا برو * وز بنده بندگى برسان شيخ جام را
و « 1 » درياورزان مسافت ده ميل را يك جام گويند و بعضى هشت يك شبانروزى را يك جام گويند * .

جم‌اسپرم

- نام يكى از انواع ريحانست كه شكوفه‌هاى خرد « 2 » دارد و نبات آن بدرختانى « 3 » كه در جوار آنست تعلق كند چون لبلاب و آن را به عربى ريحان السليمان گويند .

مع النون

جنگوان

- [ به نون و كاف . به وزن ارغوان ] شهريست بسيار ولايت در هند . كذا فى التحفه . مثالش مسعود سعد گويد : بيت
اى ترك باد جنگ برون كن يكى ز سر * برخيز باده درده بر فتح جنگوان

جوغن

- [ به غين معجمه . به وزن جوشن ] يعنى هاون سنگين « 1 » و [ بضم جيم ] نيز آمده « 22 » *

جامه‌دان

- خانه كه رخت پوشيدنى در آن باشد . مثالش خلاق المعانى گويد : بيت
گر بر نهم بهم قصب اطلس ترا * تنگ آيد از فراخى آن جامه‌دان شكر

جستن

- دو معنى دارد : اول خيز كردن ؛ دوم گريختن « 23 » . بمعنى دوم فخر گرگانى گويد : بيت
كه نتوانى ز بند چرخ رستن * ز تقديرى « 4 » كه يزدان كرد « 5 » جستن

جون

- [ بفتح جيم و واو ] چوبى باشد كه در زير آن غلتكها وضع كنند و بر گردن گاو بندند و بر بالاى غله كه از كاه جدا نشده باشد گردانند تا جدا شود . كذا فى الفرهنگ « 24 » .

جوزن

- [ به زاى معجمه . به وزن جوشن ] آفتى است كه در جو و گندم افتد و آن را خشك و خراب گرداند . و بمعنى ساحر نيز آمده . كذا فى الادات . مثال معنى اخير شيخ نظامى گويد : بيت
ز هندوستان آمده جوزنى * بهر جو كه زد « 6 » سوخته خرمنى

جودان

- در فرهنگ بمعنى نوعى از كافور خوش‌بو باشد . سيف اسفرنگى گويد : بيت
سمند ترا باد در نوبهار * ز كافور جودان دهد خاك رند
هامش
( 1 ) از اينجا تا علامت ستاره را « الف » در حاشيه دارد . ( 2 ) « س » « الف » : خورد . ( 3 ) « س » : بدرختان . ( 4 ) « س » : ز تقدير . ( 5 ) اين مصراع را « الف » در حاشيه دارد . ( 6 ) « س » « ب » : زر . ( 21 ) در برهان بمعنى نام حاكم شهر تته نيز هست . اما معنى مسافت ده ميل را ندارد ، و صحيح شعر حافظ بر حسب نسخ قديم چنين بايد باشد :حافظ مريد خام مى است اى صبا برو * وز بنده بندگى برسان شيخ خام را( 22 ) اين لغت در برهان نيست . ( 23 ) در برهان معنى رها كردن و بضم اول معنى طلب نمودن و يافتن نيز دارد . ( 24 ) در برهان به سكون ثانى نام رودخانه‌ايست عظيم در هندوستان .