حكيم سنائى فرمايد :
بيت
اوست بر تخت مملكت جاويد
جاود
- [ بحذف ياء ] به نظر رسيده .
جمشيد
- معروف « 21 » و آن مركب از جم و شيد باشد ، چه جم سلطان بزرگ باشد ، شيد آفتاب را گويند . و اين اسم را هرگاه با جام مذكور سازند مراد جمشيد باشد چنان كه « 1 » مسعود سعد سلمان « 2 » گويد :
بيت
اى دلاراى روزن زندان * ديدگان را نعيم جاويدى
گر همى ديو بينم از تو رواست « 3 » * كه گذرگاه تخت جمشيدى
جرد
- [ بفتح جيم و راى مهمله ] در فرهنگ بمعنى زخمدار و مجروح باشد . مثالش كافى ظفر در مذمت استر :
بيت
وحشى و خام و بد لگام و چموش « 4 » * جرد و سست و كند و نابينا
جراند « 5 »
- [ به راى مهمله به وزن دراند ] يعنى دندان را چنان بر هم زند كه از آن صدا آيد .
مثالش شيخ آذرى گويد :
بيت
مىجراند شغال دندان سخت * مىفتد مرغ از ان ز شاخ درخت
و بر هم زدن غير دندان را نيز گويند .
مع الراء
جدر
- [ به وزن صدر ] شتر چهار سالهء ماده باشد « 22 » . مثالش شمس فخرى گويد .
بيت
وجود اشرف داراى دهر ابو اسحاق * شكوه مسند و ايوان و تخت و صدر بود
كجاست در همه عالم شهى كه همچون او * كمينه بخشش او صد هزار جدر بود
و استاد لامعى جرجانى گويد « 6 » :
بيت
ماده يكى جدر بكردار بدر * پايش و گردنش بسال هلال
اما صاحب شرفنامه [ به ذال معجمه « 23 » ] آورده به همين معنى مذكور و گفته كه ديگر عددى باشد كه در نفس خود ضرب كنند و حسين وفائى [ به جيم فارسى و دال مهمله « 24 » ] آورده .
جنيور
- [ بفتح جيم و واو و كسر نون ] در نسخهء وفائى پل صراط باشد . مثالش عنصرى فرمايد :
بيت
ترا هست محشر رسول حجاز * دهنده به پول جنيور جواز
و در نسخهء حليمى [ بتقديم ياء بر نون « 25 » آمده به وزن كينهور ] و مثالش اين بيت اسدى آورده :
بيت
سيه روى خيزد ز جرم گناه * سوى جينور پل نباشدش راه
هامش
( 1 ) اصل : چنانچه .
( 2 ) كلمه از « ن » است .
( 3 ) « ب » ديو ببينم چه عجب
( 4 ) « س » « الف » : خموش .
( متن از « ب » و « ن » است ) .
( 5 ) اين لغت و شرح آن از « ب » است و در برهان نيز نيست .
( 6 ) اين جمله و شعر بعد آن از « ب » است .
( 21 ) مركب از جم و شيد . و شيد بمعنى روشن و درخشان است . واو در داستانهاى ايرانى يكى از بزرگترين پادشاهان پيشدادى است .
( 22 ) در برهان است كه جذر نيز به اين معنى است .
( 23 ) يعنى : جذر .
( 24 ) يعنى : چدر .
( 25 ) يعنى : جينور . ( اما كلمه در هر دو صورت مصحف « چينود » است ) .