تورنگ
- همان ترنگ مرقوم [ بضم تاء ] كه تذرو باشد . مثالش شاعر گويد :
بيت
نبرد كبك بدور تو جور از شاهين * نكرد باز ز بأس « 1 » تو ظلم بر تورنگ
تلنگ
[ بكسر تا و لام ] زدن انگشت كوچك باشد بر دف و دايره و امثال آن . مثالش « 2 » شيخ محيى عراقى گويد :
شعر
آنجا كه بچرخست مه از ضرب تلنگ * آتش زند از شوق در آن راه شلنگ
رفتيم و رسيديم و گرفتيم بچنگ * آن حلقه كه صور ازوست يك صوت چلنگ « 3 »
و بمعنى آن خوشهء كوچك انگور كه بر خوشهء بزرگ چسبيده باشد نيز آمده . كذا فى الفرهنگ « 21 » .
مع اللام
تال
- در مؤيد الفضلا درختى است كه آن را درخت بوجهل گويند و آن را خرماى بوجهل نيز گويند و از پوست آن رسن كنند . و بمعنى روى نيز باشد كه به عربى صفر گويند . مثالش عطار گويد :
بيت
ما كه كرديم اين بنا بنياد * گنبد از تال و باره از فولاد
و در فرهنگ مسطورست كه تال درختى است بنخل شبيه كه در هند مىباشد درازى برگ آن يك ذرع باشد و بر همنان بجاى كاغذ بر برگ آن كتابت كنند و زنان و مردانشان نرمهء گوش را سوراخ كنند و برگ آن را لوله كرده در آن كنند چنان كه « 4 » امير خسرو فرمايد :
بيت
گوش هلال باز توان كرد ازين درخت * همچون شكاف گوش برهمن ز برگ تال
و ديگر بمعنى طبق آورده و به اين بيت امير خسرو تمسك نموده .
شعر « 5 »
ز سيرى بس كه هندو سير خورشد * همه تال برنجش تال زر شد
و بمعنى آبگير نيز آورده كه تالاب نيز گويند و بمعنى آن طبق « 6 » مانندى كه از برنج سازند و خنياگران بر هم زنند و بصداى آن اصول نگهدارند نيز آورده و اين قطعهء امير خسرو مؤيد اوست :
شعر
دگر ساز برنجين نام آن تال * بر انگشت پريرويان قوال
گرفته چون پياله تال در دست * نه از مى ، از سرود « 7 » خويشتن مست
و بخاطر اين ضعيف مىرسد كه از بيت سابق اين معنى نيز توان بتكلف فهميد چه بمعنى طبق در نسخهء ديگر به نظر نرسيده .
تكسل
- [ بفتح تا و كاف و سكون سين مهمله ] دانهء انگور كه آن را خسته و استه نيز گويند و به عربى عجم « 8 » گويند [ بفتح عين و جيم ] .
هامش
( 1 ) « س » : باس ؛ « ن » : پاس . ( متن از « ب » و « غ » است ) .
( 2 ) كلمه از « ب » است .
( 3 ) « ب » :
جلنگ .
( 4 ) اصل : چنانچه .
( 5 ) كلمه از « ن » است .
( 6 ) اصل : طبقه .
( 7 ) « س » : سرودى . ( متن تصحيح قياسيست ) .
( 8 ) « س » : و عجم .
( 21 ) در برهان قاطع : بفتح اول و سوم بمعنى ميوهء شبيه شفتالو . و بكسر اول و فتح ثانى نام ولايتى از ملك دكن آورده است .