باب الالف
مع الالف « 21 »
افدستا
- [ بفتح همزه و دال مهمله « 1 » و سكون فاء و سين مهمله « 1 » ] حمد خداى عز و جل و ستايش و شگفت و نيكو ، چه اين كلمه مركبست از افد كه بمعنى شگفت است و ستا ، كه ستايش باشد .
مثالش استاد دقيقى گويد :
شعر
جز ز ايزد توام خداوندى * زان كنم بر تو از دل افدستا « 2 »
و صاحب معيار جمالى شمس فخرى نيز فرمايد :
شعر
بر اين كتاب اعانت نمود طبع مرا * كه جمله بندگى شاهر است افدستا .
و افتدستا نيز گويند بزيادت تاء .
ايليا
- سه معنى دارد : اول نام نامى حضرت امير المؤمنين و امام المتقين على ابن ابي طالب عليه السلام « 3 » . مثالش شاعر گويد :
شعر
درين معنى كه گفتى بيگناهم * بپيغمبر به حق ايليا هم
دوم نام بيت المقدس باشد . مثال اين معنى حكيم اسدى فرمايد :
شعر
بدانگه كه ضحاك شد پادشا * همى خواند آن خانه را ايليا
سوم نام يكى از پيغمبران بنى اسرائيل « 4 » .
مثال اين معنى شيخ سعدى فرمايد :
شعر
به حق ايليا ادريس و يحيى * باسماعيل و اسحق و به عيسى .
آسا
- چند معنى دارد : اول مانند باشد ، گويند « 5 » شيرآسا و مهرآسا . مثالش شهيد گويد :
شعر
عدوى او شود روباه بد دل * چو شيرآسا خرامد او بميدان
و استاد ابو الفرج [ بفتح همزه ] « 22 » نيز به اين معنى آورده و گفته :
شعر
عزم و حزمش بجنبش و به سكون * آسمان و زمين اسا باشد
هامش
( 1 ) كلمهء مهمله از « الف 2 » است .
( 2 ) « الف 2 » جز از . . . ؛ در لغتنامهء اسدى : جز از . . . - كنم از دل به تو برافدستا .
( 3 ) « ن » : عليه الصلاة و السلم .
( 4 ) از اينجا تا پايان مطلب از « س » است .
( 5 ) « الف 2 » : چنان كه گويد .
( 21 ) اين فصل از باب الف و همچنين فصلهاى ديگر تا فصل الف مع السين تنها از نسخ « س » و « ن » با توجه بنسخههاى تحرير اوسط و بخصوص نسخهء « الف 2 » منقولست چه ورقى چند از آغاز نسخهء « ب » ( تا باب الف مع السين ) و هم از آغاز نسخهء « الف » ( تا باب الف مع القاف ) افتاده است و بديهى است آنجا كه از دو نسخهء اخير شروع باستفاده مىشود بدان اشاره خواهد شد .
( 22 ) يعنى : اسا .