شعر
كجا شير مردان جنگ آورند * فروزندهء لشكر و كشورند
نسودى سه ديگر گره را شناس * كجا نيست كسر ابر ايشان سپاس
بكارند و ورزند و خود بدروند * بگاه خورش سرزنش نشنوند
چهارم كه خوانند اهنوجشى * همان دستورزان با سركشى
كجا كارشان همگنان پيشه بود * روانشان هميشه پر « 1 » انديشه بود
و اهنوخشى « 2 » نيز به نظر رسيده كه « 3 » [ بجاى جيم خاى معجمه ] باشد « 4 » .
آزماى
« 5 » - يعنى آزماينده و امتحان كننده و امر به اين معنى نيز آمده . مثال معنى اول شيخ سعدى گويد :
شعر
گرفتى كمربند زور آزماى * اگر كوه بودى بكندى ز جاى
مثال معنى دوم هم او گويد « 21 » :
شعر
من اين گفتم اكنون ملك راست راى * منش آزمودم تو نيز آزماى
انبوى
- [ بنون و باى موحده . به وزن بد خوى ] بمعنى بوى گرفته باشد . مثالش منجيك فرمايد :
شعر
گل انبوى شد لاله اندر كمر * سمن ساى شد باد آتش بخار
كذا فى التحفه اما از اين بيت معنى بوى ظاهر مىشود نه بوى گرفته . چنان كه فخر زركوب گويد :
شعر
از دست « 6 » خيال روى تو وقت سحر * گلدستهء وصل تو همىانبويم
انباردگى
- [ به راء مهمله و كاف فارسى ] به وزن و معنى انباشتگى باشد يعنى پرى و بسيارى نعمت .
ايارى
- [ بباى حطى و راى مهمله به وزن ايادى ] چيزيست مانند نقاب كه بر پشت چشم بندند و اكثر سياه باشد و [ بزاى معجمه « 22 » ] نيز به نظر رسيده . مثالش رفيع الدين لنبانى گويد :
بيت
شفق غلالهء خورشيد ارغوانى دوخت * چو زهره « 7 » بست ايارى « 8 » عنبرين بر چشم
كذا فى الفرهنگ و اياسى نيز آمده .
استاى
- [ بكسر همزه ] امر باشد باستادن .
مثالش رضى الدين نيشابورى فرمايد :
شعر
اسب چون « 9 » طاقت تو دارد ؟ زين بر كه نه * تخت چون در خور تو باشد ؟ بر چرخ استاى « 23 »
اردى
- [ بضم همزه ] در فرهنگ مخفف اردى بهشت باشد . مثالش « 10 » فردوسى گويد :
شعر
دى واردى و بهمن و فرودين * هميشه پر از لاله باشد زمين
استخوان رباى
- همان استخوان رند مرقوم .
هامش
( 1 ) « س » « ب » : بر .
( 2 ) « س » « ن » : اهنوخوشى .
( 3 ) اين حرف از « ب » است .
( 4 ) كلمهء باشد از « ب » است . در « س » و « الف » تمام اين جمله در پايان شرح لغت « آزماى » آمده است .
( 5 ) اين لغت در « ب » نيست و « الف » در حاشيه دارد .
( 6 ) « س » . وقت .
( 7 ) « الف » « س » : زلف .
( 8 ) « الف » « س » : ايازى .
( 9 ) اصل : چو .
( 10 ) اين كلمه از « ب » است .
( 21 ) يعنى . فردوسى گويد .
( 22 ) يعنى : ايازى .
( 23 ) رجوع به سطر 4 حاشيهء ص 9 شود .