بيان ششم در ياى حطى با راى قرشت مشتمل بر سيزده لغت و كنايت
يرا -
به فتح اول و ثانى به الف كشيده چين و شكنجى را گويند كه در اندام آدمى و چيزهاى ديگر به هم رسد .
يراع -
به فتح اول و سكون عين بىنقطه در آخر در عربى به معنى قصب است كه نى ميان پر و محكم باشد .
يراغ -
به فتح اول و سكون غين نقطهدار در آخر اسبى را گويند كه از بسيارى سوارى قابليت آن را پيدا كرده باشد كه بر او سوار شده از جايى به جايى ايلغار كنند يعنى به زودى بروند و به معنى اتفاق و مصلحت هم به نظر آمده است .
يراميع -
به فتح اول و كسر ميم و سكون تحتانى و عين بىنقطه در عربى نام دوايى است كه آن را هليون و مارچوبه و مارگياه گويند .
يرخفج -
به فتح اول و سكون ثانى و خاى نقطهدار مفتوح به فا و جيم زده و به معنى برخفج است با باى ابجد در اول و آن سنگينى و گرانى باشد كه در خواب بر مردم افتد و آن را به عربى كابوس مىگويند .
يرغ -
به فتح اول و ثانى و سكون غين نقطهدار به معنى يراغ است كه اسب سوارى كرده شده و آزموده باشد .
يرقانى -
با قاف به الف كشيده كنايه از زرد شده و خزان شده باشد .
يرمر -
به فتح اول بر وزن مرمر به معنى انتظار و چشم به راه داشتن باشد .
يرمغان -
بر وزن و معناى ارمغان است و آن تحفه و چيزى باشد كه چون از جايى به جايى آيند به طريق سوغات به جهت بزرگان و دوستان آورند .
يرمق -
به فتح اول و ميم بر وزن ابلق به معناى درم و دينار باشد .
يرنا -
به فتح اول و سكون ثانى و نون به الف كشيده به معناى حناست و آن چيزى باشد كه بر دست و پا بندند تا رنگين شود و در خضاب يعنى رنگ ريش هم به كار برند .
يرنداق -
به فتح اول و ثانى و سكون نون و دال به الف كشيده و به قاف زده به معنى رودگانى باشد كه جمع روده است و تسمه دوالى را نيز گويند كه نرم و سفيد و جسيم باشد .
يريان -
به فتح اول بر وزن هميان نام شهر سمرقند است و آن شهرى باشد در ماوراء النهر .
بيان هفتم در ياى حطى با زاى هوز مشتمل بر هشت لغت
يز -
به فتح اول و سكون ثانى گياهى باشد پرخار كه بر اطراف خيمه و جايگاهى نهند كه مردم و جانور نتواند آمد .
يزبهانتن -
با باى ابجد و نون و تاى قرشت بر وزن اژدهافكن به لغت زند و پازند زمزمه كردن مغان را گويند به وقت طعام خوردن و يزبهانمى يعنى زمزمه مىكنم من از براى طعام و يزبهانند يعنى زمزمه كنند و زمزمه كرد بر طعام .
يزدادى -
بر وزن بغدادى قليه و قيمه را گويند كه بعد از پخته شدن تخم مرغ بر بالاى آن ريزند و بعضى يزدادى كوفته را گويند كه در درون آن تخم مرغ پخته باشند و آن را يزدادين هم مىگويند كه بعد از ياى حطى در آخر نون باشد .
يزدان -
به فتح اول و سكون ثانى و دال به الف كشيده و به نون زده يكى از نامهاى خداى تعالى است جل جلاله و نام فرشتهاى هم هست كه فاعل خير است و هرگز از او شر نيايد و طايفه تنويه آفرينندهء خير را يزدان و آفريننده شر را اهرمن گويند و همچنين آفريننده نور را يزدان و آفريننده ظلمت را اهرمن و فقها خداى باطل را و شعرا خداى حق را