تخطي إلى المحتوى الرئيسي

فرهنگ فارسى برهان قاطع ( فارسى ) — صفحة 276

مساهمون:

ص٢٧٦
كه بر وزن غرضگو باشد و بعضى مشنك را مشتك خوانده‌اند و گفته‌اند جمهلو نوعى از بازى باشد .

جمهورى -

با ها بر وزن انگورى شراب كهنه انگورى را گويند و بعضى شرابى را گفته‌اند كه سه سال بر آن گذشته باشد و بعضى گفته‌اند شراب مثلث است يعنى سه من شراب انگورى را بجوشانند تا يك من شود و بعضى ديگر گويند شراب جمهورى آن است كه بعد از جوشانيدن يك من به نيم من آيد .

جميكونتن -

با تاى قرشت و نون و فوقانى بر وزن پريروى من به لغت زند و پازند به معنى مردن باشد كه در مقابل زندگى است .

جميز -

بر وزن تميز نوعى از انجير است و برگ آن به برگ درخت توت مىماند و آن را به عربى تين الاحمق خوانند .

جن -

به فتح اول و سكون ثانى به معنى طرف و جانب و سو و كنار باشد و به ضم اول در عربى دفن كردن را گويند و به كسر اول در عربى معروف است كه پرى و ديو باشد و دل را نيز گويند و قلب هم خوانند و اول و نخست را هم گويند كه در مقابل كهنگى است .

جناب -

به فتح اول بر وزن جواب شرطى و گروى باشد كه دو كس با هم بندند و جناغ زين اسب را نيز گويند كه دامنهء زين و تسمهء ركاب باشد و به دو معنى آخر به ضم اول هم آمده است و به فتح اول درگاه و آستانهء خانه را گويند و بعضى گويند به اين معنى عربى است و در عربى گرداگرد و كنار و گوشه سرا و خانه باشد و به كسر اول هم در عربى ريسمانى را گويند كه بر گردن چاروا بندند و هر جا كه خواهند ببرند .

جنابه -

به ضم اول و ثانى به الف كشيده و فتح باى ابجد دو كودك را گويند كه به يك بار از مادر متولد شده باشند و عرب توامان گويند .

جناح -

به ضم اول و سكون حاى بىنقطه به لغت اندلس گلى است كه آن را به فارسى فيلگوش خوانند و به فتح اول در عربى بال مرغان را گويند .

جنازه -

به كسر اول و ثانى به الف كشيده و فتح زاى هوز تابوتى باشد كه شخص مرده را در آن گذارند و به جانب قبر برند .

جناغ -

به فتح اول بر وزن كلاغ شرطى و گروى باشد كه دو كس با هم بندند و استخوان سينه مرغ را نيز گويند و طاق پيش زين اسب را هم گفته‌اند و به ضم اول بر وزن الاغ دامنه زين اسب باشد كه به عربى يون خوانند و تسمه ركاب را نيز گويند و نوعى از اسباب زايده زين باشد كه براى زينت نقاشى كنند و به جاى حرف آخر قاف هم آمده است .

جنب -

به فتح اول و ثانى بر وزن حلب نام شهريست كه مردم آنجا اكثر خوش طبع و مهمان دوست مىباشند و شمشير را در آن شهر بسيار خوب مىسازند و به ضم اول و ثانى در عربى فاعل و مفعول جماع كردهء غسل نكرده را گويند و به فتح اول و سكون ثانى هم در عربى به معنى طرف و جانب و سو باشد .

جنبد -

به ضم اول و كسر ثالث بر وزن كنجد به سريانى گل را گويند كه به عربى ورد خوانند .

جنبش آبا -

كنايه از حركت و سير هفت كوكب است كه زحل و مشترى و مريخ و آفتاب و زهره و عطارد و ماه باشد .

جنبش اول -

كنايه از جنبش و حركت قلم قضا و قدر است در لوح و حركت اولى كه فلك اول كرد و حركت اولى كه سيارات زبراج حمل كردند چه گفته‌اند كه در مبدأ آفرينش مراكز كواكب سبعه هر يك در اوج تدوير بود و اوجات تداوير در نقطه اول حمل .

جنبيد -

به ضم اول ماضى جنبيدن است و به سريانى نام دوائى است كه آن را به فارسى اوشه و به عربى سعتر خوانند گرم و خشك است در سيم .

جنبيه -

بر وزن تنقيه نام سلاحى است كه آن را جمدر هم گويند و در هندوستان كتار خوانند .

جتر -

بر وزن كمتر نام سازى است مخصوص اهل هند .

جنتوريه -

بر وزن منصوريه نام دوائى است كه آن را به يونانى قنطوريون خوانند .

جنج -

به فتح اول و سكون ثانى و جيم آواز و صدا و فرياد گاو را گويند .

جنجر -

به ضم اول و فتح جيم و سكون ثانى و راى قرشت دوائى است كه آن را سرخ مرد گويند و آن