كپيانش « 1 » آتش همى پنداشتند * پشتهء هيزم برو انباشتند « 2 »
شيب : سه معنى دارد . اول رشتهء تازيانه [ است ] . منجيك گفت :
بيت « 3 »
بگاه شانه برو ( بر « 4 » ) تذرو خايه « 5 » نهد * بگاه شيب به درد كمند رستم زال
دوم آشفتن « 6 » بود . سيم ضد فراز بود « 7 » .
شيب و تيب : از قبيل توابعاند « 8 » و بمعنى سرگشته و مدهوش و شتابزده آمده . رودكى گفت :
بيت
شيب تو با فراز و فراز تو با نشيب * فرزند آدمى به تو اندر بشيب و تيب « 9 »
فصل غين « 10 »
غاب : دو معنى دارد « 11 » . اول حديث بيهوده بود . رودكى گفت :
بيت
تا كى برى عذاب و دهى ريش را خضاب * تا كى فضول گويى و آرى « 12 » حديث غاب
دوم بازمانده و بازپس افتاده باشد . حكيم ناصر - خسرو گفت :
بيت
زان همه وعدهء نيكو بچه خرسند شدى « 13 » * اى خردمند بدين نعمت پوسيدهء غاب
( غژب ) « 14 » : دانهء انگور بود « 15 » . ابو العلاء « 16 » شوشترى گفت :
نظم
بيار آنكه گواهى دهد ز جام كه من * چهار گوهرم اندر چهار جاى مدام
ز مرد اندر تا كم عقيقم اندر غژب « 17 » * سهيلم اندر خم آفتابم اندر جام
فصل فاء « 18 »
فرسپ : چوبى است كه بام را به آن پوشند « 19 » . [ رودكى گفت ] « 20 » مثال :
بيت
بام و فرسپ « 21 » بجمله خرد كنى * از گرانى اگر شوى بر بام « 22 »
فصل كاف « 23 »
كب : بباى بيك نقطه و بروايتى ديگر بسه نقطه « 24 » اندرون رخ باشد يعنى « 25 » دهان . عروضى گفت :
بيت
روان گشته دائم « 26 » دو چيز از چهارش * ز دو چشم كورى ز دو كبش « 27 » لالى
كنب « 28 » : كنو « 29 » باشد كه از ( آن ) « 30 » ريسمان سازند و در اصفهان كاغذ نيز از آن كنند . حكيم انورى
هامش
( 1 ) - ط : كپانش
( 2 ) - ك : دو بيت رودكى را ندارد .
( 3 ) - شاهد را ندارد
( 4 ) - داخل دو هلال از « لف 26 »
( 5 ) - ط / « لف » : سايه ( متن از فروزانفر )
( 6 ) - ك : بمعنى آشفتن
( 7 ) - ك : و بضد فراز هم هست
( 8 ) - ك : است
( 9 ) - ك : فراز و شيب
( 10 ) - ك : عنوان را ندارد
( 11 ) - ك : ندارد
( 12 ) - ك : آرى و گوئى
( 13 ) - ك : شوى .
( 14 ) - ط : داخل دو هلال را ندارد
( 15 ) - ك : است
( 16 ) - ك : ابو علا
( 17 ) - ط : ژ مردم در تاك و عقيق در شيشه
( 18 ) - ك : عنوان را ندارد
( 19 ) - ك : قايم كنند
( 20 ) - داخل قلاب از « لف 23 »
( 21 ) - ط :
نام و فرست جمله ( متن از « لفس 23 »
( 22 ) - ك : اين مثال را ندارد
( 23 ) - ك : عنوان را ندارد
( 24 ) - ك :
و بروايتى بباء مفروع
( 25 ) - ط : يكى
( 26 ) - ك : دانم
( 27 ) - ط : چيز .
( 28 ) - ط : كتب
( 29 ) - ط : كتو
( 30 ) - داخل دو هلال از « ك »