مينا : « 1 » در لغت فرس « 2 » بمعنى آيينه « 3 » است و بمعنى آبگينه نيز آمده است « 4 » ( و افضل العالم خواجه نصير الحق و الدين الطوسى قدس اللّه روحه العزيز در كتاب تنگسوق نامهء ايلخانى « 5 » آورده است كه : مينا همچون آبگينه معمول باشد و انواع سازند برنگهاى مختلف و سبز از همه بهتر باشد هر چه صافيتر و خوشرنگتر بهتر باشد كه سبز را بخيانت زمرد كنند و از مينا طرايف بسيار سازند و قدح و كوزه و كمرها و نگينها و مهرها و مرصع كنند و بحدود شام و مغرب دارند « 6 » .
امير معزى گفت : [ بيت ]
گويى فلك پير « 7 » گشايد بتعمد * زر از بر بيجاده « 8 » و سيم از بر مينا ) « 9 »
حكيم انورى گفت :
بيت
بشبه و شكل تو گر ديگران برون آيند * زمانه باز شناسد زمرد از مينا
و حكيم خاقانى گفت :
بيت « 10 »
نه روح اللّه درين ديرست چون شد * چنين دجال فعل اين دير مينا
( و پدرم گفت : [ بيت ]
بال مينو را توان ترجيح كردن بر چمن * بر زمرد هيچ اگر ترجيح مينا كردهاند ) « 11 »
فصل نون « 12 »
« 13 » نزا : بفتح نون و زاى معجم « 14 » ديوارى باشد مفرد كه در پيش چيزى كشند « 15 » . شهيد « 16 » گفت :
بيت
صف « 17 » دشمن ترا نه استد « 18 » پيش * ور همه آهنين نزا باشد
نغوشا : دو معنى دارد اول نام جهودان « 19 » است . دوم مذهب « 20 » گبران است « 21 » . دقيقى گفت :
بيت
تأويل كرد دانا از مذهب نغوشا * آن زرد هشت كوبد استاد « 22 » پيش دانا « 23 »
نوا : چند معنى دارد اول پردهايست « 24 » از ( دوازده ) پردهاى موسيقى ( پدرم گفت و تمامى پرد - ها را ذكر كرد :
[ شعر ]
نوا و راست حسينى و راهوى و عراق * حجاز و زنگله و بوسليك با عشاق
دگر سپاهان باقى بزرگ و زير افكند * اسامى همه پردهاست بر اطلاق ) « 25 »
هامش
( 1 ) - ك : مينآ
( 2 ) - در نسخههاى موجود از « لغت فرس » لغت مينا ديده نمىشود بالاستقلال .
( 3 ) - د : آينه
( 4 ) - د : جمله اخير را ندارد / ك : « بمعنى آئينه و آبگينه هر دو باشد »
( 5 ) - د : تنكسوف نامهء ايلحاى
( 6 ) - د : شتر ؟
( 7 ) - د : پر
( 8 ) - د : پنجاده
( 9 ) - ك / ط : داخل دو هلال را ندارد
( 10 ) - د : از آغاز بيت انورى تا آغاز بيت خاقانى را ندارد
( 11 ) - داخل هلال از « د » ك : هيچكدام از شاهدهاى چهارگانه را ندارد .
( 12 ) - ك : عنوان را ندارد .
( 13 ) - ط : نرا ( اين لغت در نسخ « لف 14 » به دو صورت « ترا » بتاء مثناة و راء مهمله و « نرا » با نون و راء مهمله آمده و با ضبط متن در هيچ لغتنامهاى و از آن جمله در برهان قاطع كه معمولا صورتهاى مختلف يك لغت را مىآورد ديده نشد ظاهرا اصل چنين بوده « بفتح نون و راى غير معجم » )
( 14 ) - د : معجمه
( 15 ) - ك : ديوارى باشد مفرد يا صف مفرد
( 16 ) - ط : شهيدى
( 17 ) - د : حلف
( 18 ) - ط : نه ايستد
( 19 ) - د : جهود
( 20 ) - ط : نام
( 21 ) - ك : « نام يهود است و مذهب گبر »
( 22 ) - د : گويد استاو
( 23 ) - ك : مثال را ندارد
( 24 ) - د : پردهء
( 25 ) - داخل هلال از « د »