تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحاح الفرس ( فارسى ) — صفحة 293

مساهمون:

ص٢٩٣

باب واو از كتاب [ صحاح الفرس

فصل همزه ] « 1 »

آهو « 2 » : عيب و فرياد باشد . ابو شكور گفت : [ بيت ] « 3 »
يك آهوست جان را « 4 » چو ناريش « 5 » پيش * چو پيش آوريدى سد « 6 » آهوش بيش « 7 »

[ فصل باء ] « 8 »

بادرو : تره‌ايست برگش چون برگ شاهسفرغم باشد . بالو : « آژخ » بود و آن چيزى بود چند عدسى كه از تن مردم برآيد . باهو « 9 » : چوبدستى باشد كه شبانان و مسافران دارند . بحتو [ بخنو ] : بحاء غير معجم و تاء به دو نقطه و بروايت ديگر « بخنو » بخاء معجم و نون « رعد » باشد . بختو : بخاء معجم و تاء به دو نقطه « پدر اندر » باشد اعنى شوى مادر . برو : ابرو باشد . بياستو : دهن‌دره باشد . معروفى گفت : [ بيت ]
بياستو نبود خلق را مگر به دهان * ترا بكون [ بود « 10 » ] اى كون بسان دروازه

[ فصل پى « 11 » ]

پرو : پروين باشد « 12 » . پرستو : مرغكى باشد كوچك و در بهار و تابستان ظاهر شود و آشيانه در خانه‌ها كند و بتازى « خطاف » گويند . رودكى گفت : [ بيت ]
چرا عمر كركس دو صد سال ويحك * نماند فزون‌تر ز سالى پرستو
پساو : چيزى بدست بسودن است . پهلو : بفتح پى و لام شيرمرد و دلير باشد « 13 » . پينو « 14 » : دوغ ترش و ستبر شده و خشك كرده باشد و بعضى آن را « كشك » خوانند و « جورهاف » نيز گويند . انورى « 15 » گفت : [ بيت « 16 » ]
[ ببين كه مير معزى چه خوب مىگويد « 17 » ] * حديث هيئت پينو و شكل كعب غزال
هامش
( 1 ) - د : داخل قلاب را چنين دارد : « صح ه آ » / ك : باب الالف مع الواو ( كذا ، ظ : باب الواو مع الالف ) ( 2 ) - ك : « آهو - اول معروف دويم عيب باشد خواه در كالا و خواه در مردم » ( 3 ) - د : مثال را ندارد ( 4 ) - « لفس 416 » : خوان را / لغت‌نامه : خانرا ( 5 ) - ك : نازيش ( متن از « لفس » ) ( 6 ) - ك : آوريدش شد ( متن از « لفس » و در اين نسخه : صد ) ( 7 ) - شاهد آهو در وفائى [ خواجه سلمان گفته : بيتبتيه حرص چون آهو ( ديوان : بر آهو ) چه تازى نفس را چون سگ * بصحراى قناعت رو كه بىآهوست آن صحرا] ( 8 ) - د : فقط : « ب » / ك : ندارد ( 9 ) - د : اين لغت پس از لغت بادرو ضبط شده ( 10 ) - داخل قلاب از « لف 414 » ( 11 ) - د : فقط : « پ » / ك : ندارد ( 12 ) - شاهد پرو در وفائى : [ كسائى گفته : بيتسزد كه پروين بارد ز چشم ( « لف 412 » : دو چشم ) من شب و روز * كنون كزين ( « لف » : كز اين ) دو شب من شعاع برزد پرو] ( 13 ) - ك : از آغاز فصل تا اينجا را ندارد ( 14 ) - ك : « پينو - يعنى كشك » ( 15 ) - ك : ظهير ( 16 ) - د : اين مثال را ندارد ( 17 ) - داخل قلاب از ديوان انورى