تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صحاح الفرس ( فارسى ) — صفحة 202

مساهمون:

ص٢٠٢
مشنگ : « 1 » دزد باشد « 2 » . منگ : قمار باختن باشد « 3 » . قربع الدهر گفت : بيت
نشكيبند ز لوس و نشكيبند ز فحش « 4 » * نشكيبند ز لاف و نشكيبند ز منگ « 5 »

فصل نون « 6 »

نارنگ : « 7 » نارنج باشد . فرخى گفت : بيت
هميشه تا ز درخت سمن نرويد گل * برون نيايد از شاخ نارون نارنگ
نيرنگ : « 8 » حيله و افسوس باشد و سحر بود . فرخى گفت : بيت
ز هيچ گونه به دو جادوان حيلت ساز * به كار برد ندانند حيلت و نيرنگ
نيم‌لنگ : تيردان باشد « 9 » . فرخى گفت : بيت
بروز كارزار خصم و روز نام ننگ تو * فلك در گردن آويزد شغا و نيم‌لنگ تو

فصل هاء « 10 »

هشنگ : مرد بىسر و بن باشد « 11 » . هفت اورنگ : « 12 » بنات النعش بود . فرخى گفت : بيت
تا برين هفت فلك سير كند هفت اختر * همچنين هفت بديدار بود هفت اورنگ
هنگ : « 13 » زور و آهنگ كرده باشد . كسائى گفت : بيت
اى زدوده سايهء تو ز آينهء فرهنگ رنگ * بر خرد سرهنگ و فخر عالم از فرهنگ و هنگ

فصل واو « 14 »

و تنگ : « 15 » سر خوشهء انگور باشد « 16 » كه بدان آب خورد . فرخى « 17 » گفت : بيت
شاد باش « 18 » اى دو چشم روشن تو * سال و مه « 19 » از گريستن چو و تنگ
هامش
( 1 ) - ط : مشتگ ( 2 ) - ك : « درد و محن است » ( 3 ) - ك : است ( 4 ) - ط : محن ( متن از « لف 263 » ) ( 5 ) - ك : شاهد را چنين ضبط كرده :« اى پدرم تا بكى فرض نسازى بجاى * علم نخوانى دمى غير بجز علم منگ ( كذا ) »( 6 ) - ك : فقط « النون » ( 7 ) - ك : « نارنگ - نارنج است » و مثال را ندارد ( 8 ) - ك : « نيرنگ - سحر و افسون است » و مثال را ندارد ( 9 ) - ك : است ( 10 ) - ك : فقط « ه » ( 11 ) - ك : « هشنگ - درخت بىسر و بن است » ( 12 ) - ك : « هفتورنگ - بنات النعش است » و مثال را ندارد ( 13 ) - ك : اين مثال را ندارد ( 14 ) - ك : فقط « الواو » ( 15 ) - « لف 289 » : و ننگ / وفائى هم اين لغت را « و تنگ » با تاء به دو نقطه ضبط كرده و در آخر گويد : [ اما از اين بيت چنين مفهوم مىشود كه و تنگ سر شاخ رز بريده باشد و برنگ ورق بود ] ( 16 ) - ك : است ( 17 ) - ك : كسائى ( 18 ) - ك : شاد باد ( 19 ) - ك : ماه