مشنگ : « 1 » دزد باشد « 2 » .
منگ : قمار باختن باشد « 3 » . قربع الدهر گفت :
بيت
نشكيبند ز لوس و نشكيبند ز فحش « 4 » * نشكيبند ز لاف و نشكيبند ز منگ « 5 »
فصل نون « 6 »
نارنگ : « 7 » نارنج باشد . فرخى گفت :
بيت
هميشه تا ز درخت سمن نرويد گل * برون نيايد از شاخ نارون نارنگ
نيرنگ : « 8 » حيله و افسوس باشد و سحر بود . فرخى گفت :
بيت
ز هيچ گونه به دو جادوان حيلت ساز * به كار برد ندانند حيلت و نيرنگ
نيملنگ : تيردان باشد « 9 » . فرخى گفت :
بيت
بروز كارزار خصم و روز نام ننگ تو * فلك در گردن آويزد شغا و نيملنگ تو
فصل هاء « 10 »
هشنگ : مرد بىسر و بن باشد « 11 » .
هفت اورنگ : « 12 » بنات النعش بود . فرخى گفت :
بيت
تا برين هفت فلك سير كند هفت اختر * همچنين هفت بديدار بود هفت اورنگ
هنگ : « 13 » زور و آهنگ كرده باشد . كسائى گفت :
بيت
اى زدوده سايهء تو ز آينهء فرهنگ رنگ * بر خرد سرهنگ و فخر عالم از فرهنگ و هنگ
فصل واو « 14 »
و تنگ : « 15 » سر خوشهء انگور باشد « 16 » كه بدان آب خورد . فرخى « 17 » گفت :
بيت
شاد باش « 18 » اى دو چشم روشن تو * سال و مه « 19 » از گريستن چو و تنگ
هامش
( 1 ) - ط : مشتگ
( 2 ) - ك : « درد و محن است »
( 3 ) - ك : است
( 4 ) - ط : محن ( متن از « لف 263 » )
( 5 ) - ك : شاهد را چنين ضبط كرده :« اى پدرم تا بكى فرض نسازى بجاى * علم نخوانى دمى غير بجز علم منگ ( كذا ) »( 6 ) - ك : فقط « النون »
( 7 ) - ك : « نارنگ - نارنج است » و مثال را ندارد
( 8 ) - ك : « نيرنگ - سحر و افسون است » و مثال را ندارد
( 9 ) - ك : است
( 10 ) - ك : فقط « ه »
( 11 ) - ك : « هشنگ - درخت بىسر و بن است »
( 12 ) - ك : « هفتورنگ - بنات النعش است » و مثال را ندارد
( 13 ) - ك : اين مثال را ندارد
( 14 ) - ك : فقط « الواو »
( 15 ) - « لف 289 » : و ننگ / وفائى هم اين لغت را « و تنگ » با تاء به دو نقطه ضبط كرده و در آخر گويد :
[ اما از اين بيت چنين مفهوم مىشود كه و تنگ سر شاخ رز بريده باشد و برنگ ورق بود ]
( 16 ) - ك : است
( 17 ) - ك : كسائى
( 18 ) - ك : شاد باد
( 19 ) - ك : ماه