باب گاف [ از كتاب صحاح الفرس ]
فصل همزه
آذرنگ « 1 » : « دمار و هلاك » باشد و رنج نيز .
ابو شكور گفت « 2 » :
بيت
ز فرزند بر جان و تنت « 3 » آذرنگ * تو از مهر او روز و شب چون نهنگ
آرنگ « 4 » : دو معنى دارد اول بمعنى همانا بود .
دوم گونه باشد .
آزرنگ « 5 » : غمى سخت و محنتى صعب [ است ] .
آژنگ « 6 » : چين باشد كه به روى و پيشانى افتد .
فرخى گفت :
بيت
بزرگوارى و كردار اوى و بخشش او * ز روى پيران بيرون همى « 7 » برد آژنگ
آهنگ « 8 » : دو معنى دارد اول قصد و توجه باشد .
گويند : « فلانكس آهنگ فلان كرد . » يعنى [ عزم ] « 9 » رفتن پيش او كرد و روى به دو نهاد . فريد الدين احول گفت :
بيت
شب حسود پى روز گردد از فتنه * كه تيغ تو بشبيخون كند همآهنگى
دوم آواز باشد . ظهير الدين فاريابى گفت :
بيت
چو زهره وقت صبوح از افق برآرد چنگ * زمانه تيز كند نالهء مرا آهنگ
آونگ « 10 » : چيزى باشد كه چيزى ازو « 10 » آويزند .
شاعر گفت :
بيت « 11 »
رفتم چو نديدم از وصالت رنگى * بر هر مژه از خون جگر آونگى
جانا بوداع ما بيا فرسنگى * تا خون بينى چكيده بر هر سنگى
( اخسيكتى « 12 » گفته است : [ بيت ]
آه سردم هر دم از نوك مژه * صد هزار آونگ اشك آويخته ) « 13 »
ارثنگ « 14 » : چند معنى دارد : اول صورتهايى است كه مانى نقاش كرده است . دوم بتخانهايست .
هامش
( 1 ) - ك : « آذرنگ - هلاكت و رنجست »
( 2 ) - ك : فردوسى گفته
( 3 ) - ك : تن
( 4 ) - ك :
« آرنگ - بمعنى همانا و همينگونه است »
( 5 ) - ك : « آزرنگ - غمى سخت و محنتى صعب است »
( 6 ) - ك :
اين لغت را ندارد
( 7 ) - ط : برون برو ( متن از لف 260 ) و در لفن : ز روى پير برون آورد همى .
( 8 ) - ك : « آواز تيز و قصد كردنست ) و دو شاهد را ندارد
( 9 ) - داخل قلاب افزوده شد
( 10 ) - ك : به دو
( 11 ) - ك : اين ترانه را ندارد
( 12 ) - ك : حكيم ( متن از مجمع الفرس ) و « ط » اين مثال را ندارد .
( 13 ) - شاهد « آونگ » در وفائى : [ هندوشاه گفته : بيتمقصرم ز دعا هر شبى كه دشمن تست * ز سنگ حادثه آونگ باد نكبت او] ( 14 ) - ك : « ارتنگ - اول صورتيست كه مانى نقش كرده . دويم بتخانهايست . سيوم كتاب و اشكال مانى نقاش است . » و مثال را ندارد .