باشد و آن ميوهايست كوچك و سرخ كه از درخت « گيل » رويد - قريع الدهر گفت :
بيت
گروهيند كه ندانند باز سيم ز سرب « 1 » * همه دروغزن و خربطاند و خيرهسرند
نمتك و بسد « 2 » نزديكشان يكى باشد * از آنكه هر دو بگونه شبيه « 3 » يكدگرند
نوك « 4 » : دو معنى دارد اول سر هر چيز كه تيز باشد بر سبيل عموم نوك خوانند دوم سر قلم و تير و نيزه و سلاحهاى برنده را بر سبيل خصوص نوك خوانند . منجيك گفت :
بيت
بچابكى بربايد كجا بيازارد * ز روى مرد مبارز بنوك پيكان خار « 5 »
فصل هاء « 6 »
هباك « 7 » : بضم هاء ميان سر باشد يعنى تارك .
فردوسى گفت :
بيت
يكى تيغ « 8 » زد ترك را بر هباك * كز اسب اندر آمد همانگه به خاك
هزاك « 9 » : ابله و نادان باشد چنان كه به زبان هر كس فريفته شود . دقيقى گفت :
بيت
كه يا رد داشت با او خويشتن راست * نبايد بود مردم را هزاكا « 10 »
هلتاك « 11 » : برف « 12 » باشد ( زرين كتاب گفته است :
[ بيت ] « 13 »
از آن كفر كو گفت اندر زمان * بباريد هلتاك بر فرق او )
فصل واو « 14 »
وزكاك « 15 » : [ وركاك ] مرغى باشد مردار خوار بزرگتر از باز . ابو العباس گفت :
بيت
بجاى مشك نبويند هيچكس سرگين * بجاى باز ندارند هيچكس وزكاك « 16 »
ونجنك « 17 » : « شاهسپر غم » باشد . خسروى گفت :
بيت
و نجنك را همى نمونه كند * زير هامون بزلف ونجنكى « 18 »
و يك « 19 » : بجاى « ويحك » گويند . حكيم رودكى گفت :
بيت
ماده « 20 » گفتا هيچ شرمت نيست و يك * بس سبكسارى نه بد دانى « 21 » نه نيك
هامش
( 1 ) - ط : كرو مفيد است باز سيم ز سرت
( 2 ) - ط : نمسك دلبند
( 3 ) - ط : بكوسه نشند يكدگراند ( اصلاح شعر از « لف 297 » )
( 4 ) - ك : « نوك - اول سر هر چيزيست دويم سر قلم . » و مثال را ندارد
( 5 ) - وفائى بشاهد معنى دوم قلم دارد [ ابو شكور گفته : بيتچو دينار بايد مرا يا درم * فراز آورم من بنوك قلم ]( 6 ) - ك : عنوان را ندارد
( 7 ) - ك : « هباك - بضم هاسپر ( كذا ) باشد يعنى ميان تارك و عرب آن را حفالى گويد » و مثال را ندارد
( 8 ) - « متن لف 253 » : گرز
( 9 ) - ك : « هزاك : ابله و نادانست چنان كه به زبان مردم فريفته شود » / ط : هراك
( 10 ) - ط : به علت پارگى صفحه فقط جزء اول كلمه خواناست
( 11 ) - ط :
« هلناك »
( 12 ) - در هر دو نسخه « برف » وفائى نيز مانند متن آورده و در « لف 300 » : « ترف »
( 13 ) - اين شاهد از « ك » نقل شده
( 14 ) - ك : عنوان را ندارد
( 15 ) - ك : « وزكاك - مرغيست مردار بزرگتر از باز » و مثال را ندارد
( 16 ) - ط :
وركاك ( بدون نقطه )
( 17 ) - ط : ونجك / ك : « ونجيك ( كذا ) - شاهسپر غم است » و مثال را ندارد
( 18 ) - ط : ويحك همى نمونه كند زير هامون و زلف نحنكى ( متن از « لف 298 » )
( 19 ) - ك : « و يك - بمعنى ويحك است » و مثال را ندارد / ط : ونك
( 20 ) - ط : ماه
( 21 ) - ط : بدرائى ( متن از « لف 257 » )